عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391
بازدید : 13548
نویسنده : hazrtezarathustra

 


 ساختمان بندی جهان اهورا ئی بر سه ستون جاودان
اندیشه نیک ب  گفتار نیک
                 کردارنیک
 بنا گردیده  و بالاترین وبر ترین رده در این ساختمان بندی  خدای است یکتا  که به نام  اهورا مزدا است
واِه اهورا مزدا بصورتهای  اهورا. مزدا و مزدا اهورا -و اهورا مزدا }
بیش از 200 بار در گاتها  تکرار شده است اهورا به معنی  {هستی افرین}
 ومزدا بمعنی{ابر خرد}  یا دانش بزرگ یا دانای بزرگ برگردان شده است
حضرت فردوسی در شاهنامه اش واژه اهورا مزدا را 
خدای جان خرد ترجمه کرده است
به نام خداوند جان وخرد        کزین برتر اندیشه بر نگزرد
در جهان بینی پیامبر زرتشتاهورا مزدا خدائی است که سر چشمه خرد است میباشد وخرد را در جهان هستی  برتر وبالاتر از همه چیز استوار نموده است بنابر این نخستین ویژگی برای پی ریزی یک زندگی خوشبخت وساختن یک جهان اباد بهرگیری از نیروی خرد می باشد
خردیعنی  تمیز دادن یا تشخیص خوب از بد وراستی از دروغ و دادگری از بیداد گری

 نخستین فروزه اهورایی راستی است واین قانون نظام جهان  هستی را درست می کند وانرا به سوی روشنای جهت می دهد
دومین فروزه {اهورا مزدا{اندیشه نیک است} که به زبان گاتانی به ان { وهومن}می گویند واز ان 127 بار نام برده شده ودر زبان پارسی این واژه به {بهمن} تبدیل شده است
       {ای مزدا}
زمانی که تو در اغاز با اندیشه خویش تن وخرد وجدان برای ما افریدی وجان به تن ما دمیدی ومارا به گفتار وکردار توانای دادی خواستی که ما باور وایین خود را به دلخواه خود بر گزینیم
سومین.فروزه اهورا مزدا نیروی چیرگی وفرمتنروائی به خود است 
که در زبان گاتایی انرا{خشترا}می نامند ودر زبا پارسی امروزی به شهریور میگویند
چهارمین فروزه اهورا مزدا ارامش است که به زبان گاتائی انراآرمئیتی می نامند که به زبان پارسی امروزی به اسفند تبدیل شده است
پنجمینفروزه اهورا مزدا رسائی وتکامل که در زبان گاتائی {هَه اوروَتات} نامیده می شود ودر
زبان پارسی امروزی انرا خرداد می نامند
ششمین. فروزه اهئرا مزدا جاودانگی است که پس از گام رسائی و تکامل جای گرفته که در زبا ن گاتائی به ان اَمِرِتات می گویند که در زبان
پارسی امروزی  به امرداد تبدیل گردیده است

تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391
بازدید : 822
نویسنده : hazrtezarathustra

 رفتار پیامبر کورش بازنان

قرارشد پیامبر کوروش باعده ای سوار به عنوان شکار به سرحد ارمنستان برود وپس از یکی دوروز که در نواحی مشغول شکار
شدند کیاکسار نیروی مرکب از سواره نظام پیاده برایش بفرستد
موقعی پیامبر کوروش  به سر حد ارمنستان رسید تعدادی گوزن گراز خرگوش  شکار کرد سپس به او خبر رسید که نیروی اعزامی کیاکسار نزدیک شده است پیامبر کوروش  فرستاده ای   
اعزام داشت تا سپاه مذکور بگوید در دو فرسنگی ان محل اردو بزند.پس از سرف شام صاحب منصبان انها را احضار کرد
وبه انها گفت پادشاه ارمنستان قبلا تعهد کرده بود به دولت ماد باج بدهد وهر زمانی که این کشور وارد جنگ شد به اونیرو بفرستد ولی از انجام تعهدات مذکور  سرزده است واز این رو ما باید اورا شکار کنیم سپس کری سان تاس را مامورکوها کرد وصبح روزبعد بعد فرستاده دای نزد پادشاه ارمنستان فرستاد که به او بگویدمبلغ باج ونیرویی را که قبلا تعهد کرده است نزد او اعزام دارد
همچنین فرستاده ای خود دستور داد اگر اگر پادشاه ارمنستان از حضور پیامبر کوروش پرسش کرد واقیت راباوی درمیان بگزارد واگر از تعداد سپاهیانش پرسش کرد واقعیت راباوی درمیان بگزادید واگر از تعداد سپاهیان پرسش کرد به او بگوید شخصی را بفرستد تا در این میان تحقیق به عمل اورد
هدف پیامبر کوروش از فرستادن پیام خود نزد پادشاه ارمنستان این بود که اورا از حمله  ناگهانی خود اگاه سازد 
کوروش همچنین به سپاهیان خود دستور داد در سر اه حود باعث خرابی نشوند واز غارت کردن اموال مردم  خود داری کنند
 تا ارامنه با اعتماد به سپاهیان او نزدیک شوند
به انان اذوقه بفروشند هنگامی که پادشاه ارمنستان از ورود پیامبر کورش اگاه شد سخت  به وحشت افتاد ودر صدد نیرو بر امد در ضمن پسر جوان خود .ساباریس.همسر عروس ودخترانش را با اشیا گرانبها خود به کوهستانها فرستادو
نگهبانانی نیز برای حفاانها گماشت
پادشاه ارمنستان ماموری نیز گسیل داشت تااز وضع کوروش وسپاهیان اوخبر بیاورد
 وهنگامی که اگاه شد کوروش شخصا عازم ورود به شهر است فرار کرد وبه کو هستانها رفت اهالی شهر نیز چون از موضوع اگاه شدند به فکر نجات دادن اموال خود افتادند
ولی کوروش به انها اعلام کرد که اگر در شهر بمانند کسی با انها کاری ندارد
 ولی هرگاه فرار کنند ودستگیر شوند با انها مانند دشمن رفتار خواهد شد
پس از انتشارموضوع بیشتر اهالی شهر در خانه ماندند
وتنها گروهی ازانها همراه پادشاه خودبه کوها فرار کردند
سپس کوروش دستور داد پادشاه وان گروه از افرادی که به کوستنها فرار کرده بودند محاصره شوند
 ودر نتیجه پسر جوان پادشاه ارمنستان ودو نفر از زنان او و دختران واموالش به دست سپاهیان کوروش افتادند
پادشاه ارمنستان که راه فرار را مسدود دید به یکی از قلل کوه پناه برد کوروش به کری سان تاس دستور داد سربازان خود را در کوه بگذارد وخود نزد اواید وسپس فرستا ده ای نزد پادشاه ارمنستان فرستاد وبه او پیغام داد چرا شد های در بالا بلندی بمانی وبا گرسنگی مجادله کنی
ایا بهتر نیست پایین بیای  تا با یکدیگر نبرد کنیم پادشاه ارمنستان پاسخ داد؟من می خواهم با گرسنگی  وتشنگی می خواهم نبرد کنم ونه باتوپیامبر کوروش دوباره پیغام داد پس چرا بالای کوه نشته ای 
پادشاه ارمنستان پاسخ داد نمی دانم چه باید بکنم 
کوروش:بهتر است ازکوه پایین بیای وخود راتبرئه کنی 
پادشاه ارمنستا ن: چه کسی قاضی این دادرسی خواهد بود
کوروش:کسی که خداوند به او قدرت داده است حتی بدون دادرسی  هر چه بخواهد با تو بکند
پادشاه ارمنستان ناچار از کوه فرود امد وبه حضور  کوروش که درمیان سپاهیانش قرار داشت رسید در این هنگام پسر بزرگتر پادشاه ارمنستان به نام تیگران  که دوست  شکار کوروش بود
وبه مسافرت خارج رفته بود از راه رسید وبه طرف کوروش رفت موقعی که تیگران از اسارت پدر  ومادر  برادر خواهران وهمسرش اگاه شد به گریه افتاد 
کوروش به او گفت بسیاری به موقع امده ای تا در دارسی پدرت حضور داشته باشی 
سپس روسای پارسی ومادی و بزرگان ارامنه را جمع کردبه زنها نیز که در  عربه ها بودند اجازه دادرسی  حضور یابند وبعد پادشاه را مخاطب
قرار داد وگفت من به نصیحت می کنم که به جز حقیقت چیزی نگویی تا دست کم از یک جرم یعنی دروغ که از جمله بزرگترین گناهان بوده ومهمترین مانع وعفو گذشت بشمار مرودخو د را ازاد کنی ودیگران این که زنان فرزندان تو و ارامنه ای که در این محل حضور داردند همه می دانند تو چه کرده ای پا دشاه ارمنستان گفت هر چه می خواهی ازمن بپرس .من به تو حقیقترا خواهم گفت       کوروش::::بنا بر این به من بگو ایا تو مدتهاپیش با استیاگ پدر ومادر من وسایر مادها جنگ نکردی
 پادشاه ارمنستان: گفت بلی درست است 
کوروش :گفت ایا پس ازاین جنگ مغلوب نشدی  قول ندادی  که به وی باج بدهی
وهر زمانی
که او در جنگی در گیر شدند اورابا اعزام نیرو یاری کنی  واستحکاماتی بنا  نسازی/
پادشاه ارمنستان گفت: بلی درست است
کوروش :پس چرا باج خود را نپرداختی  در جنگ اورا رابا اعزام نیرو یاری  نکردی وبه احداث قلعه واستخکامات اقدام کردی
پادشاه ارمنستان: زیرا می خواستم موهبت زیبای ازدای را لمس کنم وان رابرای فرزندانم  به میراث بگزارم
کوروش:اری همینطور است ازادی وجنگیدن برای حفظ ازادی زیباست ولی اگر شخصی در جنگ وویاوسایل دیگر ازاد خود را از دست بدهدودرصدد برانداختن مخدومش براید ایا توچنین شخصی راپاداش می دهی ویا مجازات می کنی
پادشاه ارمنستان:اورا مجازات می کنم وحقیقت امر را به تو می گویم زیرااین قرار ما بوده است

کوروش:اگر یکی از افرادی که تو به حکومت یکی از نواحی زیر فرمانت برمی گزینی متکب تجاوز شود
ای از خطای او میگزری ویا اورا از سمتش خلع می کنی
وشخص دیگری رابه جایش منصوب می کنی
پادشاه ارمنستان: اورا از سمتش معزول می کنم

کوروش:واگر چنین شخصی ثروتمند باشد ایا اورا به حال خود وامی داری یا ثروتش را از اومی گیری
پادشاه ارمنستان:کلیه ثروتش  را ازاومیگیرم واورا تهیدست می کنم
کوروش :اگر اوبه دشمن تو بپیوندد با او چه می کنی
پادشاه ارمنستان اورا  می کشم
در این هنگام پسر پادشاه ارمنستان  که گفتگوی پدرش با کوروش  گوش می داد کلاه از سر برداشت وجامه اش را درید وزنان که گویی پدرانشان را از دست داده اند به گریه شیون پرداختند
کوروش انها را به سکوت دعوت کرد و ادامه داد حال باتو جه به انچه که توشخصا اعتراف کردی من  من درباره توچه حکمی باید صادر کنم  پادشاه ارمنستان بفکر فرو رفت ونمی دانست ای به کوروش بگوید اورا بکشد ویا حکمی بر خلاف انچه  که او اعتراف کرده شایسته اش باشد برایش صادر کند
در این اثنا تیگران پسر پادشاه گفت {کوروش با توجه به اینکه پدر من
بعلت تشویش واضطرابی که بر او حاکم شده قادر پاسخ گوی نیست ایا به من اجازه می دهی انچه عقیده من درباره این رویداد بهتر به نظر می اید به تو پشنهاد کنم
کوروش بخاطر اورد زمانی که تیگران به شکار می رفت یک انسان خردمنددر مصاحبت او بود
که تیگران برای او بسیار احترام قائل بود وبه دقت به سخنانش گوش می داد بنا براین کمال میل می خواست عقیده اورا درباره پدرش بداند
ازاین رو به او جازه داد عقیده اش را بیان کند تیگران اضهار داشت :اگر کلیه اعمالی که پدر من انجام داده است مورد موافقت توست
از انها تقلید کنام اگر با اقداماتی مه او انجام داده مخالف هستی بهتر است از تقلیداعمال خود داری کنی 
کوروش :یقین است که اگر من بخواهم از عدالت پیروی کنم باید از تکرار اعمالی  که یک شخص متجاوز انجام داده است خودرادور نگهدارم وبنا بر عقیده خودتو پدرت باید بعلت ارتکاب اعمال غیر منصفانه مجازات شود 
تیگران :این درست است اما توباید فکر کنی که ایا مجازات او به نفع تو خواهد بود یا به ضرر تو
کوروش:اگر به ضرر خود اورا مجازات کنم در واقع خود رامجازات کرده ام
تیگران: ایا قبول می کنی  که اگر تو انهایی را که در موقع لازم بتوانند به تو تعلق داشته باشند وبزرگترین خدمت رابه تو بکنند بکشی  در واقع خود را به بدترین شکل ممکن مجازات کرده ای 
کوروش:اما چگونه  می توان به شخصی که مرتکب خیانت واقدامات غیر منصفانه شده است اعتماد کرد تیگران :اگر انسان از خرد وبصیرت خود استفاده جوید می توان به او اعتماد کرد سایر صفات مانند شجاعت ثروت وغیره  بدون عقل فایده ندارند
ولی با وجود خرد وبصیرت هر دو.ستی مفید وخادمی خوب است
کوروش:ایا می خواهی بگویی صفات پدرت یک روزه از گستاخی وبی
اعتنایی نسبت به دیگران جای  خود را به عقل وخرد داد ورا عاقل شده است
تیگران:اری همینطور است
این گفتگوی فلسفی برای چند لحظه بین کوروش  وتیگران پسر  پادشاه ارمنستان  
کوروش گفت چون تو با کلدنیها جنگ داری  من نیمی از نی روی جنگی تو را میگیرم ونمی دگر را در اختیار خودت می گزارم تا بتوانی  با کلدانیهانبرد کنی ودر بارهش ودر بار ه پول  تو قرار بوده مبلغ پنج هزار تالان به کیاکسار برای باج بپردازی چون ازانجام این اقدام خوداری کرده ای ان را یکصد هزار تالان افرایش می دهم ویک صد هزار تالان نیز اتو قرض میگیرم هر گاه خدا یار ی کند تمام قرض خود را به تو مسترد کنم
ویا در برابر ان خدمت لازم را نسبت به تو انجام خواهم داد
پادشاه ارمنستان :تورا به خدا سوگند می دهم این حرف را مزن انچه را که نیز تو در اختیار من می گزاری  به خودت تعلق دارد
سپس کورش : دربرابر ازاد کردن همسرت به من چه می دهی؟
پادشاه ارمنستان:هرچه دارم
کوروش:در برابر ازادی فرزندانت چه می دهی 
پادشاه ارمنستان :هرچه دارم
کوروش :بنا براین تو دوبرابر داریی ات بهخ من بدهکار هستی

سپس کوروش روبه تیگران کرد وگفت: تو دربرابر همسرت به من چه می دهی  تیگران که به تازگی با همسرش ازدواج کرده بود وبه شدت به او عشق می ورزید پاسخ داد من حاضرم زندگی خود را برای این همسرم برده نشود بدهم
کوروش گفت :زنت راتحویل بگیر من اورا اسیر نمدانم زیرا توما  راهیچگاه رها نکردی
سپس کوروش روبه پادشاه ارمنستان کرد وگفت:من در برابر  ازادی انها ازتو هیچ پولی نمی خاهم بگذار انها بدانند وجود تو باعث  سلب  اذادی انها نشده اسب واکنون شمارا  دعوت می کنم به شام ومهمان من باشید  پس از شام شما هر کجا میل دارید بروید
پس از صرف شام کوروش از تیگران پرسش کرد ان مرد خرد مندی که در شکار تو را همراهی  می کر دی  وان قدر مورد احترام تو بود کجاست تیگران پاسخ داد پدرم این مرد را کشت   زیرا فکر می کرد اخلا ق مرا فاسد می کنداما ان مرد انقدر خوش قلب بود که در لحضه مرگ مرا خواست وگفت:تیگران تو از این که پدرت مرا می کشد به او بد بین مشو زیرا را از روی نادای انجام داده است ونه از بد دلی  وهر کاری  کهد مردم از نادانی می کنند
عمدی  واراده ای نیست
کوروش از شنیدن خبر  متاسف شد پادشاه ارمنستان روبه کوروش کرد وگفت افرادی که زن خود رابا دیگران می بینند  واو رامی کشند به این سبب
است که فکر می کنند چنین افرادی محبت همسرانشان را از انها می ربایند
من هم چون این مرد محبت پسرم را از من می ربود نسبت به وی حسد ورزیدم واورا کشتم کوروش گفت:خدا رابه شهادت می طلبم که گناه تودرنتیجه ضعف طبیعت بشر بوده است 
سپس کوروش روبه تیگران کرد وگفت تو هم پدرت رااز انجام این عمل ببخش
پس در حالی که پادشاه ارمنستان باهمسرش  وفرزندانش  که همه در غرق شادی بودند سوار برگردونه شدند وبه خانه خود برگشتند
بدیهی است که مشاهده اعمال و رفتار کوروش  عقل کیاست بزرگ منشی های او همه انها را شگفت زده کرده بود هنگامی که انها به خانه رسیدند
یکی اعقلانیت وکیاست کوروش سخن می گفت دیگری در باره شکیبایی او حرف می زد
ضمنن تیگران از همسرش پرسش کرد ایا مشاهده کردی چقدر کوروش خوش چهر ه است همسر تیگران:من به هیچ نگاه نکردم
تیگران ::پس به چه کسی نگاه می کردی
همسر تیگران : به کسی که می گفت حاضرم به قیمت از دست دادن
زندگی ام نگزارم همسرم اسیر شود
روز بعد پادشاه ارمنستان دستور دادنیروی لشکری  او در مدت سه روز اماده حرکت به طرف ماد بشوند ودو برابر  وجهی که کوروش  خواسته بود به انضمام هدایایی برای او فر ستاد ولی پیامبر کوروش  همان قدر لازم داشت بر داشت وبقیه ان رابرای پادشاه ار منستان پس فر ستاد سپس کوروش از پلدشاه پرسش کرد ایا او سپاه ارمنستان را فر ماندهی خواهد کرد ویا پسرش.
پادشاه ارمنستان پاسخ داد هر کدام ازما دونفر را که تو دستور دهی فر ماندهی نیرو را بر عهد ه خواهد گرفت
تیگران به کوروش گفت من ولو این بر دگی تو را بر عهده  بگیرم از تو جدا نخواهم شد کوروش ضمن این که حرف او به خنده افتاد ه بود وی رابه سمت فر ماندهی سپاه ار منستان قبول کرد سپس تیگران به اتفاق  کوروش  ان قسمتهایی  از ارمنستان را که بر اثر  جنگهای متواتر با کلدانیها ویران شده بازدید کرد ودستور داد قلعه مستحکمی  بسازند تا کلدانیها نتوانند برای غارت به ان دست اندازی کنند
ویکی از سرداران ماد را حاکم انجا قرار داد سپس کوروش به یک بلندی  که دیده بانان  کلدانی ان رااشغال کرده بودند حمله کرد وان را تصرف نمود بعد اهالی ارمنستان با کلدانیها را بایک دیگر اشتی داد
  وبا انها پیمانی امضا کردند که با یکدیگر در صلح صفا بسر برند
و کوروش را مورد ستایش بیکران قرار دادند سپس کوروش قصد بر گشت به ماد راکرد
گزنفون می نویسد کوروش هنگام عزیمت از ارمنستان کلیه اهالی شهر از جمله پادشاه این کشور  وهمسران وفر زندانشان به مشایعت اورفتند زن پادشاه ارمنستان پولها وخزاینی  را که کوروش  به انها پس داده بود به انضمام  هدایا ی دیگر  دوباره به وی تقدیم کرد  کوروش انها را نپزیرفت وگفت من ادمی نیستم که قصدم از کشور گشایی جمع مال وثروت  باشد ................................
سپس پیامبر کوروش  درمیان هلهله وتحسین عمومی  مردم ارمنستان این کشور را به قصد ماد ترک کرد

تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391
بازدید : 750
نویسنده : hazrtezarathustra

تاریخ : جمعه 05 خرداد 1391
بازدید : 781
نویسنده : hazrtezarathustra

 ای مزدا ایا روزی خواهد امد

که مردم ایین تورا در یابند

وپلیدی ودروغ از پهنه گیتی بر انداخته شود

چون با چنین ابزار هایست

که رهبران فریبکار دینی مردم را گمراه کرده

وفرمان روایان ستمکار وبداندیش  به کمک انها فرمان می رانند

---ای مزدا 

کی کشور پر از کشتزار های سبز وخرم وخانمان ها خوب  واباد خواهند

گردید

وکی در پرتو راستی ارامش به سراسر کشور سایه خواهد افکند

ودربرابریورش دروغکاران ستمگر چه کسی ایستادگی خاهدنمود وچه کسی دانش وبینش 

واندیشه نیک خواهد رسید


تاریخ : جمعه 05 خرداد 1391
بازدید : 1168
نویسنده : hazrtezarathustra

 شما که به اندیشه نیک دل بسته اید  

خشم را از خود دور کنید

ودر برابرستم بایستید ودر اینراه برای گسترش ایین راستی 

به نیروی همزمان پاک سرشت بپیوندید 

تا به سرای اهورا مزدا راه یابید

 


تاریخ : جمعه 05 خرداد 1391
بازدید : 736
نویسنده : hazrtezarathustra

 هدف از زندگی شاد خوشبخت زیستن میباشد که 70 بار از واژه شادزیستن وخوشبختی در گاتها تکرار شده

مهمترین ارمان پیامبر زرتشت رهای زمین وجاندارانی که در ان زندگی می کنند  از خشم وستم وبیداد گری واموزش یک زندگی ارام وخوشبخت وساختن یک جامعه پیشرو واباد می باشد

این ارمان مقدس رازرتشت از نخستین بند گاتها تا واپسین ان همراهی میکند تا مردمان بیاموزند چگونه میتوان یک زندگی خوشبخت را پی ریزی کرد 

ودر شادمانی جاودانه به جهان مینوی وسرای پر از روشنایی اهورا مزدا پیوست


تاریخ : چهارشنبه 03 خرداد 1391
بازدید : 656
نویسنده : hazrtezarathustra

 


تاریخ : چهارشنبه 26 بهمن 1390
بازدید : 842
نویسنده : hazrtezarathustra

 http://picosong.com/wsy6/    معین بچه البرز

http://picosong.com/wsq9/     اهنگ گیلگی

http://picosong.com/wsqb/     ایرج خواجه امیری

http://picosong.com/wsqt/    تو ماس اندرس

http://picosong.com/wsqD/   توماس اندرس

 

http://picosong.com/wsqd/   توماس اندرس  با کیفیت 256

 
 http://picosong.com/wscZ/   مدرن تاکین پیروزی

 

http://picosong.com/wsjG/   شب عیده  

 

http://picosong.com/wsgs/   بلا دختر بلا امیر شاملو

http://picosong.com/wsgY/   امیر شاملو

 

http://picosong.com/wsgZ/   ای یار امیر شاملو

 

 

http://picosong.com/wsgJ/   امیر شاملو

 

 

 


تاریخ : سه‌شنبه 25 بهمن 1390
بازدید : 716
نویسنده : hazrtezarathustra

 شب جمعه است برای شادی اموات صلوات این ميفرستم پيام,

مينويسم سلام,

تا نگی مرده مرام,

خاك پاتیم بامرام ,,پیامو برا 10جنازه ی دیگه بفرست!

 

روباهی داشت باموبایلش شماره می گرفت!کلاغ ازبالای درخت گفت:پایین آنتن نمیده بده برات شماره بگیرم روباه تاموبایل را دادبه کلاغ کلاغ گفت:این عوض اون قالب پنیری که کلاس سوم ابتدایی ازم دزدیدی.

 

"بسم رب الشهداء والصدیقین"

دشمنان نظام به تروردانشمندان بزرگ كشور روي آورده اند،لذا شایداین آخرین پیام من به شما باشد،حلالم كنید!

 

ازلره میـپرسن : سندباد کی بودمیگه اولین آخوندی بودکه شلوارکردی می پوشید

 

 

 

 

مناجات يك لر با خدا:

خدایا میدونم دوستم داری ولی من نامزد دارم

 

 

کندوی هستی بی توعسل نداره بی توکتاب عشقم ضرب المثل نداره

 

 

اون چیه اولش منم دومش تویی آخرش زبون داره؟

.

.

.

گل گاو زبون.

 

 

ازشركت رب تبرك مزاحمتون میشم!میشه یه رب بغلتون كنم؟محض تبرك میگما...

 

زندگى يعنى همين لبخندتو عشق يعنى يك نفرمانندتو مرحبابرعشق كه تفسيرش تويى آفرين برآسمان كه ماهش تويى

 

 

 

 

 

   

 

 


تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390
بازدید : 840
نویسنده : hazrtezarathustra

 فردریک نیچه

برخلاف کشورهای زادگاه زرتشت ایران .افغانستان وتاجیکستان دراروپا بیش از دویست سال است که اموزش وپژوهش درباره اندیشه وجهان بینی زرتشت به گونه علمی اغاز شده
وامروز دردانشگاها بخش جا افتاده است  هدف اروپاییان از این اموزش پژوش پی بردن به ریشه بن زبانی فلسفی فرهنگی  وهستی شناسی خود میباشد

اگر بیش 3هزار سال است که نام زرتشت بعنوان یک نام مقدس وارد ضمیر نا خوداگاه ایرانیان ومردمان اسیای  میانه شده است
همین  نام بیش از 2500سال است که بع عنوان بلا ترین نماد دانش وارد ضمیر نا خود اگاه اروپاییان گردیده 

فیثاقورث دانشمند بنام یونانی خود را شاگرد زرتشت می پنداشت
واستو فیلسوف دیگر یونانی  که شاگرد افلاتون بود در کتاب خود فلسفه مینویسد که تمام دانش افلاتون از زرتشت گرفته شده است

پل دوبروی زرتشت شناس  معروف فرانسوی می نویسد
تحولی که زرتشت در فرهنگ ان زمانه به وجود اورد زنهای ایرانی را در تمام زمینه ها هم تراز مردان کرد وزنها از چنان ازادی برخوردار شدند که نظیر
انرا در هیچ جایی از دنیا باستان نمیتوان یافت
در ان زمان یونانیها با زنان خود مانند برده رفتار می کردند و ارستو میگفت زن نمی تواند روح داشته با شد
پس ازدرهم پاشیدن امپراتوری  هخامنشی در سده سوم پیش از میلاد علاقه وشیفتگی دانشمندان یونانی به زرتشت حتی به جای رسید که  ایران امپراتوری جهانی داشت بیشتر شد این شیفتگی به جایی رسید که هیچ فیلسوف یا دانشمندی رادر این دوره در یونان نمی توانئ پیدا کرد که برای وجهه دادن به کار وپژوش علمی خود انرا را به زرتشت نسبت نداده باشد اعتبار گرفتن از  زرتشت به عنوان بالاترین نماد درهمه دانشها به جای رسید که حتی دانش ستاره شناسی وکمیاگری را هم به او نسبت دادند
شیفتگی به زرتشت به اندازه ای در اروپا رواج پیدا کرد که حتی از میان رفتن یونان فروننشت با پیدایش امپراتوری رم دانشمندان رومی مانند فیسوفان یونانی برای اعتبار دادن به کارهای خود ازنام زرتشت تا جایی که میتوانستند استفاد میکردند

{پس از سده یکم میلادی دین رسمی در امپراتوری روم مهر ستایی {میترا یزم

شد مهر ستای که در جهان بینی زرتشت هضم شده ویکی از بخشهای اوستا را درست میکرد از ایران به اروپا رفت وبرای 400 سال در سراسر قار گسترده شد بگونه ای که امروز در انگلستان المان سویس اسپانیا ایتالیا یونان بیش از6000معبد میترا یا مهرابه کشف شد
در سده 4 میلادی مسیحیت در امپراتوری رم کم کم گسترش پیدا کرد ولی چون دین نوپایی بود هیچ اداب ورسوم ویژای نداشت تمام اداب رسوم مهر ستایی را در خود هضم کرد
تاریخ 25 دسامبر راکه تاریخ زاد روز میترا بود که ایرانیان انرا شب یلدا یا بلند ترین شب سال که که در ایران 21 دسامبر است میگویند تاریخ زادروز مسیح قرار دادند
درخت کاج وسرو را هم  که مهر ستایان با ان مراسم شب یلدار تزیین می کردند وارد رسم خود کردند
                      
جنگهای تمام نشدنی میان ایران ورم هردو امپراتوری را ناتوان کرده بود ودر ای ن زمان بود که در سده هفتم میلا دی عربهای گرسنه سوسمار خور هرچی بگم کم گفتم؟
با یورش خود به ایران که 200 سال به درا زا کشید فرهنگ ایرانی را درهم شکستند کتابهار ا به اتش کشیدند وجهان بینی
زرتشت که هنوز کمی از ان پا بر جا بود به دست فراموشی گرایید
در اروپا هیچگاه پژوهش وعلاقه درباره اندیشه زرتشت کم نشدحتی درقرون وسطای مسیحیت
که تبلیغات ضدزرتشت بعنوان یک نماد ضد دین به اوج خود رسید روشنگران وخرد گرایان اروپا دوباره زرتشت را به عنوان یک ابزار علیه کور گوی واختناق وخرافات به میان اوردند
 

به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران