عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 05 اردیبهشت 1394
بازدید : 598
نویسنده : hazrtezarathustra

شاهنشاهی هخامنشیان به عنوان بزرگترین امپراتوری جهان از نظر گستردگی و جمعیت نام برده شده است. بیش از ۴۹ میلیون نفر از ۱۱۲ میلیون جمعیت جهان آن زمان در این سرزمین زندگی می‌کردند.در دوران هخامنشیان سی قوم مختلف تحت لوای این امپراتوری بودند.

خاویر آلوارز عیلام شناس معتقد است که آثار و نقش‌برجسته‌های موجود نشان می‌دهد که هخامنشیان هنر خود را در بخش معماری و نقش‌برجسته از عیلامی‌ها آموخته‌اند.

قلمرو هخامنشیان بسیار گسترده بود به طوری که از دره سند در هند تا رود نیل در مصر و ناحیه بنغازی در لیبی امروز و از رود دانوب در اروپا تا آسیای مرکزی را در بر می‌گرفت. در این کشور پهناور اقوام بسیاری با آداب و رسوم خاص خود زندگی می‌کردند و فرهنگ ایالتی و قومی خود را پاس می‌داشتند. در حقیقت مشخصه مهم این دولت احترام به آزادی فردی و قومی و بزرگراشت نظم و قانون و تشویق هنرها و فرهنگ بومی و همچنین ترویج بازرگانی و هنر بود.کارل شفُلد می‌نویسد: «تمدن بزرگی مانند تمدن هخامنشی را نمی‌توان از روی تأثیراتی که پذیرفته درک کرد. واقع آن است که اهمیت این چنین تمدنی دقیقأ در توانی است که او را به حل و جمع همهٔ این اجزای مختلف در کلیتی واحد قادر ساخته است.»

شاهان هخامنشی در خلال سال و با تغییر فصل کوچ می‌کردند و معمولاً تمام سال را در یک جا به سر نمی‌بردند بلکه بر حسب اقتضای آب و هوا هر فصلی را در یکی از پایتخت‌های خود سر می‌کردند در فصل زمستان در بابل و شوش اقامت داشتند ودر فصل تابستان به همدان می‌رفتند که در دامنه کوه الوند بود و هوایی خنک داشت. این سه شهر پایتخت سیاسی و اداری و اقتصادی بودند ولی دو شهر دیگر هم بودند که پایتخت آیینی هخامنشیان به شمار می‌رفتند یکی پاسارگاد که در آنجا آیین و تشریفات تاجگذاری شاهان هخامنشی برگزار می‌شد و دیگری پارسه که برای دیگر تشریفات به کار می‌آمد. این دو شهر زادگاه و پرورشگاه و به اصطلاح گهواره پارسیان به شمار می‌رفت البته تخت جمشید ازاین دو بیشتر اهمیت داشت به همین دلیل اسکند ر مقدونی آن را عمداً آتش زد تا گهواره و تکیه گاه دولت هخامنشی را از میان ببرد و به ایرانیان بفهماند که دیگر دوره فرمانروایی آنان به سر آمده است.
بن مایه:

تاریخ شاهنشاهی هخامنشی - دکتر خنجی


تاریخ : پنج‌شنبه 27 فروردین 1394
بازدید : 889
نویسنده : hazrtezarathustra

ارنست هولتسر 
(۱۸۳۵–۱۹۱۱) مهندس آلمانی و از عکاسان پیشگام نیمهٔ دوم قرن نوزدهم میلادی بود. وی در دوران حکومت ناصرالدین‌شاه قاجار به ایران آمد و در حدود بیست سال در اصفهان بود و عکس‌های ارزشمندی از این شهر تهیه کرد.
هولتسر در ۷ ژانویهٔ ۱۸۳۵ در روستای کلاینشمالکالدن از توابع شهر تورینگن زاده شد. او که در سال ۱۸۶۲ به استخدام دولت انگلیس درآمد، مأمور شد به اصفهان برود و مدیریت تلگرافخانهٔ این شهر را برعهده بگیرد. پس از پایان مأموریتش، با دوربینی عکاسی به اصفهان بازگشت و در ۱۸۷۰ با مریم حق‌نظر از ارمنیان ایران ازدواج کرد و در سال‌های بعد شروع به کار عکاسی در این شهر کرد (بیش از هزار عکس بین سال‌های ۱۸۷۳ تا ۱۸۹۷ میلادی). بیشتر تصاویر او مربوط به اصفهان است ولی تعداد اندکی هم از تهران، قم، و کاشان هستند.
وی یادداشت‌هایی از ایران آن دوران بر جای گذاشته‌است. بسیاری از آنچه ذکر کرده‌است آداب و رسومی‌اند که امروزه میان ایرانیان نامتداول است. او خود در مقدمه علت نوشتن این یادداشت‌ها را چنین توصیف می‌کند:
«ایران و اصفهان در آستانهٔ یک تحول فرهنگی قرار گرفته‌اند و از چند سال پیش به این طرف بسیاری از عوامل بیگانه اغلب به سبک اروپایی دارند در این کشور نفوذ می‌کنند. عمارت‌های کهن، عادات و آداب و رسوم تدریجاً از بین می‌روند به طوری که تا چند سال دیگر آنچه را که شاردن و تاورنیه به وصف آورده‌اند پیدا نتوان کرد. ... از این گذشته طی دوران اقامتم فرصت یافتم از منظره‌ها و ساختمان‌ها و میدان‌های جالب عکس‌برداری کنم و خوشحالم که این عکس‌ها یادگاری از بسیاری از عمارت‌های کهن است که بعدها خراب شدند و از بین رفتند.»
اشاره وی به تخریب گسترده اصفهان توسط مسعود میرزا ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه قاجار است که بیش از نیمی از آثار باشکوه دوره صفوی در اصفهان را نابود کرد.
هولتسر در ۳ ژوئیهٔ ۱۹۱۱ در جلفای اصفهان درگذشت.موضوع فیلم خانواده ارنست به کارگردانی و نویسندگی محسن دامادی مرتبط با اوست.
بن مایه:
1) «هزار جلوه زندگی عکس‌هایی از دوره قاجار». کتاب ماه و تاریخ جغرافیا، ش. ۹۴و۹۵ (مرداد و شهریور ۱۳۸۴): ۷۴.
2)عاصمی، محمد. «ارنست هولتسر، ايران در يكصدوسيزده سال پيش : بخش نخست، اصفهان». مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی. بازبینی‌شده در ۳۱ مارس ۲۰۱۲.
3) «خانواده ارنست ( ۱۳۸۸ )». سوره سینما. بازبینی‌شده در ۳۱ مارس ۲۰۱۲.
عکس:
عکس نخست: ارنست هولستر
عکس دوم:هولستر و همسرش
عکس سوم:خانواده هولستر در اصفهان
عکس چهارم:خانه هولستر در اصفهان

 

 

 

 

 

 

 

 

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 642
نویسنده : hazrtezarathustra

"شخصیت داریوش بزرگ"
عظمت و اقتدار داریوش موجب حیرت بسیاری از مورخین گشته است؛ به گونه ای که برخی از ایشان باور ندارند که 2500 سال پیش فردی پادشاهی میکرده که از همه نظر یعنی چه نظامی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی عمرانی، و … تا این حد به کمال رسیده بوده باشد و هیچ گاه مرتکب تصمیم و انتخابی اشتباه نشده باشد، و در همسایگی با وحشی ترین اقوام تاریخ، دارای چنان فکری باز و ضمیری روشن بوده که حتی امروز نیز برخی حکام سرزمین های مختلف از وی الگو برداری می کنند؛ مانند رایگان و اجباری بودن تحصیلات برای عموم مردم کشور! چه بسا اگر کتیبه بیستون و نوشته های هرودوت نبود این مورخین داریوش را افسانه ای بیش نمی پنداشتند! شاید کمتر پادشاهی در بدو سلطنت خود به قدر داریوش با مشکلات عدیده و طاقت فرسا رو به رو شده باشد، با این وجود، داریوش به واسطه اراده پولادین و قوت نفس بر تمامی مشکلات فائق آمد. در واقع داریوش شاهنشاهی ایران را از نو تأسیس کرد و کشور را تبدیل به نیرومندترین، ثروتمندترین و آبادترین سرزمین زمان خود کرد. داریوش بزرگ سعی کرده که در کتیبه های خود نامی از کوروش بزرگ نیاورد (مگر چند بار به اجبار و تنها به عنوان بنیانگذار سلسله هخامنشی) و به اعتقاد مورخین، وی آثاری از پادشاهان پیشین را نابود کرده است… داریوش شاه در مقابله با شورشیان و مغلوبین شدت عمل به خرج می داد و مانند کوروش، نرم رو نبود… همگان می باست در برابر داریوش بله قربان گو می بودند؛ داریوش شاه در کتبیه بیستون اذعان میکند که شورشیان را به شکل فجیعی به قتل رسانده است تا عبرت سایرین گردد. وی حتی از سردمدراران حکومتی خود با عنوان "بندگان من" یاد می کند و نه یاران من....
برخی از مورخین داریوش را "مستبد مصلح" نامیده اند.

نوشتار از زنده یاد استاد امیر حسین خنجی 

نوشتار از زنده یاد استاد امیر حسین خنجی 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 379
نویسنده : hazrtezarathustra

اروپای نوخاسته با آنهمه پیشرفت‌های مادی هنوز زبانش در بند مذکر و مؤنث و نوتر و آرتیکل … و املاء و آکسان و نقص خط گرفتارست و کتاب‌های لغت از روی کمال احتیاج انباشته از کلمات زبان‌هایی است که به اصطلاح خودشان آن‌ها را مرده نامیده‌اند …

زبان فارسی در ظرف چند هزار سال پس از پیمودن چند مرحله از مراحل سخنگویی در یک سرزمین پهناور و پرجمعیتی در پرتو دین و دولت و صنعت بدین صورت سهل و ساده درآمده و همه‌ی آثار این مراحل در دستت … در قرن هشتم میلادی دامنه‌ی زبان فارسی از اواسط آسیا تا کنار مدیترانه کشیده می‌شده و اکنون هم یک نفر سمرقندی و بخارایی و کابلی و کشمیری و کرمانشاهی با وجود بُعد مسافت با لهجه‌ی مخصوص خود می‌توانند همدم و همنشین یکدیگر باشند. همچنین هیچ لهجه و زبانی در این سرزمین‌های وسیع آسیای غربی یافت نمی‌شود که در سبک و اصطلاحات دینی و علمی‌ و دیوانی آن تأثیری از فارسی و دست ایرانی نبینیم …. یک کودک و یا یک بیسواد فارسی زبان چند برابر یک کودک یا یک بیسواد زبان‌های دیگر کلمه برای ادای معانی در اختیار دارد … همچنین می‌بینیم که بیسوادان و کم‌سوادان فارسی زبان در جمله بندی غلط‌های صرفی و نحوی که در زبانهای دیگر عادی و شایع است نمی‌کنند.

"ذبیح بهروز / زبانشناس، دانشمند و پژوهشگر فقید ایرانی"


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 431
نویسنده : hazrtezarathustra

ابن سينا نابغه مشرق زمين
ابوعلی سینا معروف به شیخ الرئیس، یكی از بزرگترین و معروفترین فیلسوفان ایران و جهان اسلام می‌باشد كه تاثیر وافری بر فلسفه و نظریات فلسفی نهاده است. آثار و دیدگاه او بسیاری از مسائل و پیچیدگی‌های فلسفه اسلامی را حل نمود. تاثیر ژرف و عمیق رویكرد و نظریات ابن سینا بر فلسفه اسلامی و فلسفه قرون وسطی چنان بود كه موجب شهرت و نفوذ رهیافت‌های وی در شرق و غرب شد.
ابن سینا تلاش نمود تا به صورت منطقی و مستدل، مفاهیم فلسفی را با آموزه‌های قرآن در آمیزد و فلسفه واحد و مستحكم بر پایه الهیات بنیان نهد. او در دیدگاه و نظریاتش، از آثار كندی و فارابی تاثیر پذیرفته بود و بسیاری از مباحث و مسائل مطرح در آثار این دو فیلسوف را مورد تحلیل و تشریح قرار داده است و در بسیاری از مسائل و قضایای فلسفی راهكارهایی پیدا نمود كه بعدها مورد استفاده فلسفه بعدی قرار گرفت.
فلسفه ابن سینا بر حكمت مشاء تكیه دارد و در تمام آثار و نوشته هایش، جدیت اسلوب قابل رویت است. بوعلی سینا تلاش نمود تا شعبه‌های مختلف علوم فلسفه را در سلسله محكم و استوار مقید كند و روابط ضروریه آنها را به یكدیگر نشان دهد.
بسیاری از اصول فلسفه ابن سینا با نظریات متكلمین اسلامی مطابقت دارد، او در باب قدمت عالم با حكما نیز موفق است و علم خداوند را بر تمامی اموری متعلق می‌داند. مسئله روح در فلسفه وی، دارای دقت خاصی است كه ارواح بشری باقی است. وی بین روح آدمی و عقل اولیه ارتباط طبیعی برقرار نموده و روح را دارای علم و شناختی مجزا از عقل می‌داند.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 427
نویسنده : hazrtezarathustra

آرتمیـــــس نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان

آرتمیـس یا آرتمیـز در لغت به معنی راست گفتار بزرگ است. او نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان است. تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی و برجستگی و متانت سرآمد همه زنان آن روزگار نامیده‌اند.
آرتمیس Artemis نخستین زن دریانورد ایرانی است که درحدود ۲۴۸۰ سال پیش فرمان دریاسالاری خود را از سوی خشایارشاه هخامنشی دریافت کرد. در سال ۴۸۴ پیش از میلاد فرمان بسیج دریایی برای شرکت در جنگ با یونانیان توسط خشایارشا هخامنشی صادر شد. آرتمیس فرماندار سرزمین کاربه با پنج فروند کشتی جنگی که خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نیروی دریایی ایران پیوست. در این نبرد ایران موفق به تصرف آتن شد. در این نبرد نیروی زمینی ایران از ۸۰۰ هزار پیاده و ۸۰ هزار سواره تشکیل شده بود. نیروی دریایی ایران دارای ۱۲۰۰ کشتی جنگی و ۳۰۰ کشتی ترابری بود.
همچنین آرتمیس در سال ۴۸۰ پیش از میلاد در جنگ سالامین Salamine که بین نیروی دریایی ایران و یونان درگرفت شرکت داشت و دلاوری‌های بسیاری از خود نشان داد و با ستایش دوست و آشنا روبرو شد. او در یکی از دشوارترین شرایط در جنگ سالامین، با دلیری و بی‌باکی کم مانند توانست بخشی از نیروی دریایی ایران را از خطر نابودی نجات دهد و به همین دلیل به افتخار دریافت فرمان دریاسالاری از سوی خشایارشاه رسید. او به خشایارشاه پیشنهاد ازدواج نیز داد که بدلایلی این پیوند صورت نگرفت.
در سال‌های دهه شصت میلادی (دهه چهل خورشیدی) نیروی دریایی ایران، برای نخستین بار ناو شکن بزرگی را به نام یک زن نام گذاری کرد و او "آرتمیس" بود. ناو شکن آرتمیس در دوران خدمت "دریاسالار فرج الله رسایی" به آب انداخته شد و سال‌ها بر روی آبهای خلیج همیشه فارس پاسدار سواحل ایران بود.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 409
نویسنده : hazrtezarathustra

شاپور چشم به جهان نگشوده پادشاه بود و چون ۱۶ ساله شد زمام کشور را به دست گرفت. برخی از مورخان به او لقب کبیر را داده‌اند، اگر انوشیروان در این سلسله نبود مسلما او نقطهٔ اوج قدرت ساسانیان بود. شاپور در ابتدا از قدرت درباریان، که از زمان کودکی او اختیارات بسیاری داشتند کاسته و از مرزهای عرب نشین دفاع کرد، تصرف بحرین، در زمان او اتفاق افتاد، ظاهراً شاپور در طی جنگ با اعراب کتف هایشان را سوراخ می‌کرد، از این رو او را «ذوالاکتاف» می‌خواندند. 
با مرگ قسطنطین و تیرداد امپراتوران روم و ارمنستان شاپور بر سر ارمنستان با روم جنگید و بدین ترتیب ارمنستان دوباره دست ایران افتاد ، پس از این کار او اعراب و بت پرستان ساکن ارمنستان را تحریک به حمله به روم کرد، آن‌ها موقتاً شکست خوردند.
شاپور خود به روم حمله و نصیبین را محاصره کرد ولی از عهده تصرف نصیبینبر نیامد با این حال سپاه روم را در دشت شکست داده بود و در این زمان با ارمنستان پیمان دوستی بست. شاپور در سال ۳۴۲ میلادی به بین النهرین حمله و در سنجار کنونی با سپاه کنستانتینوس رو در رو شد. رومیان در این نبرد شکستی سخت خورده و قتل عام شدند . 
او زمانی که پیروزی بر نصیبین را نزدیک می‌دید خبر رسید که کوشانیان کوچک و هیاطله خیون‌ها بر مرزهای شرقی حمله بردند او مدت ۷ سال با آنان جنگید تا توانست بر آنان پیروز شود . پس از بازگشت از مرزهای شرقی بار دیگر بر ارمنستان تاخت و سرزمین‌های بسیاری را تصرف کرد؛ اما سرانجام شکست خورد. 
او قانونی وضع کرد که دیگر مسیحیت در ایران ممنوع باشد. اگر بعضی خشم‌هایش را نادیده بگیریم او پادشاهی قدرتمند و با اراده بوده‌است.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 501
نویسنده : hazrtezarathustra

بنیان گذار تروریسم"
پایه گذار نخستین گروهک تروریستی جهان حسن صباح بود. این مرد باهوش و دانا در طول مدت زندگی خود تشکیلات عظیم و سازمان یافته بسیار منظمی را بنیاد نهاد. یکی از اقدامات وی ایجاد قلعه های آموزشی در نقاط مختلف ایران بود که در آن قلاع به تربیت و پرورش نیروهای فدائیان مطلق پرداخته می شد. فدائیان مطلق آموزش می دیدند که چگونه دشمنان را غافل گیر کرده و تنها با یک یا دوضربه به قتل رسانده بگریزند. آنان همیشه جوهر تریاک همراه خود داشتند تا در صورت دستگیری زنده به دست دشمن نیفتند. فدائیان مطلق از آگاهان بودند، وضع مالی خوبی داشتند و به هر لباس و کسوت در می آمدند تا در انجام مأموریت پیروز گردند. آنان بعد از اینکه جهت انجام مأموریت از قلعه خارج می شدند دارای نام مستعار می شدند که فقط رئیس قلعه از آن خبر داشت. فدائی مطلق ابتدا باید مقطوع النسل میشد تا هیچ گاه هوی و هوس بر او غلبه نکند و وی را از انجام مأموریت باز ندارد. در این که مثله کردن یک مرد و او را برای همیشه از عشق محروم کردن ، بر خلاف انسانیت است تردیدی وجود ندارد. اما نتایجی که فرقه باطنیه ( مکتب حسن صباح) از خواجه کردن فدائیان مطلق میگرفت نشان میدهد که نظریه سران آن فرقه بی پایه و اساس نبوده است. چون هرگز اتفاق نیفتاد که یک فدائی مطلق هنگامی که برای انجام کاری میرفت دچار تردید شود و از نیمه راه برگردد یا بگریزد و در شهری سکونت نماید که دست پیروان فرقه باطنیه به آنها نرسد. این روش موقتی نبود بلکه مدت یک قرن به طول انجامید....
(خداوند الموت/ پل آمیر)

 

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 387
نویسنده : hazrtezarathustra

برای نخستین بار در میان لوح های تخت جمشید لوحی یافته شده که نشان می دهد زبان و نگارش فارسی باستان برای ضبط و ثبت امور روزمره نیز به کار می رفته. تا پیش از این، تصور بر این بود که این نگارش تنها برای سنگ نوشته ها ی کاخها یا نگارش روی وسایل بسیار ارزشمند یا دستوراتی که به نوعی با امور شاهی یا کاخ مرتبط است به کار می رفته. این لوح یکی از لوح های آسیب دیده ی مجموعه لوح های تخت جمشید است که اکنون در دانشگاه شیکاگو نگهداری می شود. متن لوح نشان می دهد که شامل دستوری ادرای برای پرداخت 600 کوارتز در قبال کالایی که هنوز مشخص نشده (واژه ی نشان دهنده ی کالا هنوز رمز گشایی نشده) به پنج روستا در نزدیکی تخت جمشید در سال 500 پیش از میلاد بوده. بنا به گفته ی Gil Stein اکنون می توان دید که ایرانیان در مرکز امپراتوری هخامنشی از زبان و نگارش فارسی برای امور روزمره نیز استفاده می کرده اند. نوشته های فارسی باستان نوشته های نخستین خط میخی ای بود که بین سالهای 1800 تا 1845 رمزگشایی شد و با این رمزگشایی متخصصان دریافتند که این زبان، نیای زبان فارسی امروزین است و با زبان سانسکریت در یک خانواده ی زبانی قرار دارد.
آرشیو لوح های تخت جمشید شامل دهها هزار لوح گلی با نگارش ایلامی، زبان بومی ایران که از دوهزار سال پیش از هخامنشیان در آن بخش رواج داشته، و همچنین شامل صدها لوح به زبان آرامی ، زبانی از دسته ی سامی که از دوره ی امپراتوری آشور و بابل برای ثبت استفاده می شده، است. علاوه بر این، در این آرشیو هزاران لوح بدون نگارش به صورت مهر وجود دارد.
بیشتر کاتبان اطراف تخت جمشید می توانستند به بیش از یک زبان بنوبسند و بخوانند و این لوح ممکن است که فقط تجربه ای بی هدف از یکی از این کاتبان باشد ولی در عین حال این امکان نیز هست که یافت این لوح آغازی برای یافتن الواح بسیاری در این زمینه باشد. همچنانکه تا پیش از 1933 تنها یک لوح از دوره ی هخامنشی به زبان ایلامی یافته شده بود ولی پس از کشف الواح تخت جمشید هزاران لوح به ایلامی کشف شد. به همین دلیل احتمال آن می رود که این لوح نیز نخستین لوح یافته شده از دسته ی بزرگی از الواح حاوی دستورات اداری به زبان فارسی باستان باشد.
از آنجا که لوح دیگری از این نوع به زبان فارسی باستان هنوز یافته نشده، سعی می شود که از مقایسه ی این لوح با الواح یافته شده ی همراه با با این لوح به زبان های آرامی و ایلامی، برای درک درست نوشته های لوح استفاده شود. یافتن این لوح آنقدر با انتظارات پیشین باستان شناسان متفاوت بود که اگر در میان آرشیو لوح های تخت جمشید دانشگاه شیکاگو یافته نشده بود، در مورد صحت آن تردید ایجاد می شد. کشف این لوح نشان می دهد چه اندازه مهم است که همه ی الواح تخت جمشید در کنار هم نگه داشته شوند زیرا هنوز کشف هایی اینچنینی در جریان است و درک معنای هر بخش و کشف معنی آن با ضریب اطمینان بالا وابسته به امکان مقایسه ی هر لوح جدید با لوح های دیگر ِ این مجموعه و سیستم اطلاعات تمام آرشیو است.
کشف این لوح ابتدا در نوامبر سال 2006 در کنفرانسی در کالج فرانسه و مرکز پاریس دانشگاه شیکاگو اعلام شد و پس از آن مقاله ی مفصل تری به نویسندگی Stolper و Jan Tavernier از دانشگاه Leuven بلژیک در همین زمینه منتشر شد.

بازگشت گاه: مقاله ی آنلاین وبگاه خبری دانشگاه شیکاگو، سال
2007

 

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 457
نویسنده : hazrtezarathustra

شاهنامه حکیم فردوسی، یکی از عظیم ترین کتاب های جهانی، اثری است که در فراز فرهنگ جهانی جا گرفته است.
شاهنامه را نسب نامه ملت آریایی می توان خواند. در وجود شاهنامه است کـه فـارسـی زبانان، ریشـه های ژرف خـویش را در هـستی در می یابند و بر خـویش می بالنـد که چنـین دستـاورد پرارزشی را برای فرهـنگ جـهانی به ارمـغان آورده انـد. تاجیکستان که از سرزمین های قلمرو زبان فارسی است، از گذشته های دور تا امـروز، گوشه ای از وطن شاهنامه و شاهنامه خوانی محسوب می شود.
امروز هم مردم تاجیک، شاهنامه می خوانند و شاهنامه خوان ها را با شوق زیاد گوش میدهند.
آنها در مهمان خانه ها، محفل های ادبی و همچنین از طریق صفحه تلویزیون و امواج رادیو با شنیدن داستان های شاهنامه که به وسیله شاهنامه خوان ها خوانده می شود، شب های دراز زمسـتان را سپری می کنند. امروز هم مردم تاجیک برنامه شاهنامه خوانی رادیوی تاجیک ـ که شادروان لایق شیرعلی، شاعر معاصر تاجیک، آن را به عهده داشت ـ را باشوق تمام گوش می دهند .

"فریده سید قل آوا، استاد زبان فارسی دانشکده اسلامی تاجیکستان"

.............................***............................

داناترین مردم در تاجیکستان کسی است که شاهنامه می داند
عاقل ترين فرد در ميان مردم تاجيکستان کسي است که شاهنامه مي داند و براي همين است که براي مشورت نزد او مي روند و او را فردي خردمند و مطمئن مي دانند. شاهنامه در تاجيکستان بين عام و خاص محترم است. راديو و تلويزيون نيز مدام ابيات و داستان هاي شاهنامه را مي خواند. پس از فروپاشي شوروي مردم مجسمه لنين را پايين کشيدند و مجسمه فردوسي را جايگزين آن کردند و اين نشان مي دهد که فردوسي چقدر براي مردم تاجيک باارزش است.

"دکتر شاه منصور خواجه اف نماينده تاجيکستان در سازمان اکو"


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران