عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 28 اردیبهشت 1393
بازدید : 737
نویسنده : hazrtezarathustra

بزرگترین بازار مجازی

 

 

روی عکس کلیک کنید


تاریخ : دوشنبه 22 اردیبهشت 1393
بازدید : 517
نویسنده : hazrtezarathustra

ﺑﺎﺳﻦ ﺷﮑﺴﺘﻪ ....
ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺍﺳﺐ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﻭ ﺑﺎﺳﻨﺶ
( ﻟﮕﻨﺶ ) ﺍﺯ ﺟﺎﯾﺶ ﺩﺭﻣﯽﺭﻭﺩ. ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺮ ﺣﮑﯿﻤﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ
ﺩﺧﺘﺮﺵ ﻣﯽﺑﺮﺩ، ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯽﺩﻫﺪ ﮐﺴﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﺳﻨﺶ
ﺑﺰﻧﺪ, ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﺣﮑﯿﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺷﻐﻞ ﻭ ﻃﺒﺎﺑﺘﯽ ﮐﻪ
ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻣﺤﺮﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭﺍﻧﺸﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭ ﻧﻤﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ
ﻧﻤﯽﮔﺬﺍﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺑﺎﺳﻨﺶ ﺑﺰﻧﺪ.
ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺿﻌﯿﻒ ﺗﺮ ﻭﻧﺎﺗﻮﺍﻥﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ .
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﯾﮏ ﺣﮑﯿﻢ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﻭ ﺣﺎﺫﻕ ﺳﻔﺎﺭﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﮏ
ﺷﺮﻁ ﻣﻦ ﺣﺎﺿﺮﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺳﻦ ﺩﺧﺘﺮﺗﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ
ﻣﺪﺍﻭﺍ ﮐﻨﻢ ...
ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺒﯿﺐ ﯾﺎ ﻫﻤﺎﻥ
ﺣﮑﯿﻢ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺷﺮﻁ ﺷﻤﺎ ﭼﯿﺴﺖ؟ ﺣﮑﯿﻢ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ
ﻣﻦ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮔﺎﻭ ﭼﺎﻕ ﻭ ﻓﺮﺑﻪ ﺩﺍﺭﻡ , ﺷﺮﻁ ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻫﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺑﺎﺳﻦ ﺩﺧﺘﺮﺕ ﮔﺎﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺷﻮﺩ؟
ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺩﻝ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﮏ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ
ﺁﺷﻨﺎﯾﺎﻧﺶ ﭼﺎﻗﺘﺮﯾﻦ ﮔﺎﻭ ﺁﻥ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﻣﯽﺧﺮﺩ ﻭ
ﮔﺎﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺣﮑﯿﻢ ﻣﯽﺑﺮﺩ , ﺣﮑﯿﻢ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺩﻭ
ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺧﺘﺮﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺍﻭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ ﺑﯿﺎﻭﺭﯾﺪ.
ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﺩﻗﯿﻘﻪ
ﺷﻤﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ ...
ﺍﺯ ﺁﻧﻄﺮﻑ ﺣﮑﯿﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺩﻭﺭﻭﺯ ﻫﯿﭻ
ﺁﺏ ﻭ ﻋﻠﻔﯽ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺎﻭ ﻧﺪﻫﻨﺪ. ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﻫﻤﻪ ﺗﻌﺠﺐ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻭ
ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ ﮔﺎﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﻗﯽ ﻇﺮﻑ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ
ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ .
ﺣﮑﯿﻢ ﺗﺎﮐﯿﺪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﻗﻄﺮﻩ ﺁﺏ ﺑﻪ ﮔﺎﻭ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ.
ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ ﮔﺎﻭ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺗﺸﻨﮕﯽ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻻﻏﺮ ﻭ
ﻧﺤﯿﻒ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..
ﺧﻼﺻﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ ﺗﺨﺖ ﺭﻭﺍﻥ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﺰﺩ ﺣﮑﯿﻢ ﻣﯽ
ﺁﻭﺭﺩ , ﺣﮑﯿﻢ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﺎﻭ
ﺳﻮﺍﺭ ﮐﻨﺪ . ﻫﻤﻪ ﻣﺘﻌﺠﺐ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ، ﭼﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﻨﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺣﺮﻑ
ﺣﮑﯿﻢ ﺭﺍ ﺍﻃﺎﻋﺖ ﮐﻨﻨﺪ .. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﮔﺎﻭ ﺳﻮﺍﺭ
ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ .
ﺣﮑﯿﻢ ﺳﭙﺲ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﺷﮑﻢ ﮔﺎﻭ
ﺑﺎ ﻃﻨﺎﺏ ﺑﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻩ ﺑﺰﻧﻨﺪ .
ﻫﻤﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭﺍﺕ ﻣﻮ ﺑﻪ ﻣﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺣﺎﻝ ﺣﮑﯿﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ
ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺎﻭ ﮐﺎﻩ ﻭ ﻋﻠﻒ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ..
ﮔﺎﻭ ﺑﺎ ﺣﺮﺹ ﻭ ﻭﻟﻊ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻋﻠﻒ ﻫﺎ، ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ
ﻟﺤﻈﻪ ﺷﮑﻢ ﮔﺎﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺣﮑﯿﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻧﺶ
ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺎﻭ ﺁﺏ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ..
ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﺎﻭ ﺁﺏ ﻣﯿﺮﯾﺰﻧﺪ، ﮔﺎﻭ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺘﻮﺭﻡ ﻭ ﻣﺘﻮﺭﻡ
ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺗﻨﮓ ﻭ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺗﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ , ﺩﺧﺘﺮ
ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﺪ ..
ﺣﮑﯿﻢ ﮐﻤﯽ ﻧﻤﮏ ﺑﻪ ﺁﺏ ﺍﺿﺎﻑ ﻣﯿﮑﻨﺪ , ﮔﺎﻭ ﺑﺎ ﻋﻄﺶ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺁﺏ
ﻣﯽﻧﻮﺷﺪ , ﺣﺎﻻ ﺷﮑﻢ ﮔﺎﻭ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﻭﻝ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺻﺪﺍﯼ
ﺗﺮﻕ ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺑﺎﺳﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﻨﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ ..
ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺷﺎﺩﯼ ﺳﺮ ﻣﯽﺩﻫﻨﺪ , ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻏﺶ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ
ﺑﯿﻬﻮﺵ ﻣﯿﺸﻮﺩ.
ﺣﮑﯿﻢ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ
ﺗﺨﺖ ﺑﺨﻮﺍﺑﺎﻧﻨﺪ .
ﯾﮏ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻌﺪ ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺜﻞ ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺮ ﺍﺳﺐ ﺑﻪ ﺗﺎﺧﺖ
ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺐ ﺳﻮﺍﺭﯼ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭ ﮔﺎﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺣﮑﯿﻢ
ﻣﯿﺸﻮﺩ .
ﺍﯾﻦ، ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﯾﺎ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ,
ﺁﻥ ﺣﮑﯿﻢ، ﺍﺑﻮﻋﻠﯽ ﺳﯿﻨﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .


تاریخ : یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
بازدید : 562
نویسنده : hazrtezarathustra
 
 
 
 
 
 
 
 

تاریخ : یکشنبه 21 اردیبهشت 1393
بازدید : 576
نویسنده : hazrtezarathustra

         
.

آرامگاه داریوش یکم

آرامگاه داریوش یکم گوری صخره‌ای در کوه حاجی‌آباد نقش رستم است که در بلندای ۲۶ متری از تراز زمین جای گرفته‌است[۱] و سنگ‌نبشته‌ای در این مزار جای دارد که نشان می‌دهد گورگاه از آن داریوش یکم است.[۲] داریوش بزرگ در اکتبر ۴۸۶ پیش از میلاد درگذشت و در این آرامگاه که در دل کوهی سنگی تراشیده بود، جای گرفت.[۳] وی در سال ۵۲۲ پیش از میلاد به تخت نشست و پس از ۳۶ سال پادشاهی، به مرگ طبیعی درگذشت.[۴]

گویا داریوش ساخت آرامگاه خود را هم‌زمان با ساخت کاخ آپادانای شوش و تخت جمشید در سال ۵۱۹ پیش از میلاد آغاز کرده و ساخت آن روزگاری پیش از مرگش پایان یافته‌بود. با رویکرد به اینکه گذشت سده‌ها، بیش از ۵ متر خاک در پای صخره انباشته‌است، در گذشته این آرامگاه بلندتر و پرهیبت‌تر از امروزه بوده و بلندای آن به ۳۸ متر می‌رسیده‌است.[۵] پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه و ویژگی‌های درونی آن، سراسر نوآوری است.[۶]

نمای بیرونی آرامگاه که در صخره‌ای به بلندای ۶۰ متر کنده شده، همانند چلیپایی است با بلندای ۲۲ متر که پهنای هر یک از بازوان آن، ۱۰٫۹۰ متر است.[۷] در بخش بالایی آرامگاه، داریوش بر اورنگی که مردم سرزمین‌های گوناگون بر دوش دارند، ایستاده و نماد فروهر بر فراز او و آتشدان شاهی در برابرش کنده‌کاری شده‌اند. درون آرامگاه ۹ گور وجود دارد که نشان می‌دهد افزون بر داریوش، نزدیکان وی نیز در آنجا آرمیده‌اند. بخش بیرونی آرامگاه دارای دو سنگ‌نبشته به زبان‌های فارسی باستان، عیلامی و اکدی است که آوا و گفتاری مانند وصیت‌نامه و اندرزنامه دارد.[۸]

کوه حاجی‌آباد و پیرامون نقش رستم در بین مردم بومی به حسین کوه، کوه استخر یا کوه نِفِشت نامور است ولی کتزیاس از آن با نام کوه دوگنبدان یاد می‌کند[۹] و می‌گوید: «داریوش فرمان داد تا در کوه دوگنبدان آرامگاهی درآوردند. این کار چنانکه خواست وی بود، انجام شد.[۱۰]» دیودور سیسیلی (کتاب ۱۷، بند ۷۱) نیز آرامگاه‌های نقش‌رستم را این گونه یاد کرده‌است که راهی برای ورود به آرامگاه‌ها نبوده و تابوت را با کمک ابزارهایی به درون آرامگاه وارد می‌کرده‌اند

File:The tomb of Darius I.jpg

 

پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه و ویژگی‌های درونی آن، سراسر نوآوری است.[۱۲] و هیچ نمونهٔ همانندی برای آن در خاور نزدیک، مصر و یونان پیدا نشده‌است.[۱۳] تنها چند گور صخره‌ای در شمال غربی ایران و کردستان عراق یافت شده‌است که مدت‌ها به عنوان گور مادی و الگوی کار داریوش پنداشته می‌شد اما اینک روشن شده‌است که این آرامگاه‌ها خود، برگرفته از آرامگاه داریوش است.[۱۴] داریوش و جانشینانش آرامگاه‌های در سنگ کنده‌شده فراهم می‌آوردند. پس از آن‌ها، در دوره‌های آینده این روش کمابیش به صورت‌های گوناگون رواج پیدا کرد و تا زمان آل بویه (سدهٔ دهم میلادی) ادامه یافت، چنانکه آرامگاه‌های پادشاهان آل بویه در کوه‌های اطراف ری، نزدیک تهران، هم از این دست آرامگاه‌های در سنگ درآورده شده‌اند.[۱۵]

شاخهٔ بالایی آرامگاه، نگارهٔ اورنگی را نشان می‌دهد که پایه‌های آن مانند پنجه‌های شیر ساخته شده و بیست‌وهشت نفر در دو ردیف چهارده‌تایی آن را بر روی دست گرفته‌اند و دو نفر هم سر و ته آن را در دست دارند. داریوش در جامهٔ پارسی و با کمانی در دست چپ، بر روی سکویی سه‌پله‌ای ایستاده و دست راستش را به سوی آتشدان، تا نیمه بالا آورده و بالای سرش نماد فروهر جای دارد و در گوشهٔ راست، دایرهٔ کاملی که هلالی در درون دارد، دیده می‌شود. در دو سوی داریوش، چند شخص دیگر نیز کشیده شده‌اند که یاران و نزدیکان وی بوده‌اند.[۱۶]

بر دو شاخه‌ی‌میانی آرامگاه، نمای کاخی که در ورودی آن، به راهرویی وارد می‌شود نقش شده‌است و درون آن سه اتاقک جای دارد که هرکدام دارای سه گور صندوق‌مانند اند.[۱۷]

شاخهٔ پایینی صلیب، بی‌نقش است و برای ایجاد دشواری در صعود، صیقل خورده‌است.[۱۸]

درست در زیر آرامگاه داریوش، دو سنگتراشی بزرگ از دورهٔ ساسانی قرار دارد که هر دو، نبرد شهریارانی اسب‌سوار را نشان می‌دهد که دشمنان خود را نگونسار کرده‌اند. نقش پایانی احتمالاً و نقش بالایی به قطعیت، از آن بهرام دوم شاه ساسانی است

 

 

ویژگی‌هاکاخ تچرنقش آرامگاه
عرض ایوان ۱۸٫۶۰ متر ۱۸٫۵۷ متر
زیر ستون‌ها مکعب دوپله‌ای مکعب دوپله‌ای
بلندی جرزهای جانبین ۷٫۶۳ متر ۷٫۵۳ متر
فاصلهٔ میان ستون‌ها ۳٫۱۵ متر ۳٫۱۵ متر
پهنای درگاه ۱٫۳۸ متر ۱٫۴۰ متر

 

 

ویکی پدیا

 


تاریخ : پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
بازدید : 543
نویسنده : hazrtezarathustra

معجزه‌های زرتشت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

در روایات دینی زرتشتیان آمده‌است که زرتشت پس از به دنیا آمدن برخلاف دیگر نوزادان خندیده است. روشن کردن آتش بدون چوب و سندل و کاشتن درخت سرو غول پیکری در کشمر با فرو کردن عصا در زمین از دیگر معجزات زرتشت هستند. پیروان دین زرتشت، گاتاها را نیز معجزهٔ زرتشت می‌دانند.[۱] همچنین پیروران زرتشت پی‌بردن به یکتایی اهورامزدا را از معجزات وی می‌دانند


تاریخ : پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
بازدید : 493
نویسنده : hazrtezarathustra

اساس دین زرتشت

(پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک)، از خصایص و اصول مزدیسنا است. در سراسر گات‌ها این سه کلمه بارها تکرار شده‌است. در هات ۵۱ گات‌ها بند ۲۱ آمده‌است

از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومن (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست.[۶۶]

همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد.[۶۷] در هات ۳۰ گات‌ها بند ۸ آمده‌است

کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی است خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.


تاریخ : پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
بازدید : 620
نویسنده : hazrtezarathustra

در برابر این دو نیرو تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گات‌ها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند.»] انسان برپایهٔ سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گات‌ها در هات ۳۰ بخش ۲ می‌گوید

به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهٔ روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم


تاریخ : پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
بازدید : 468
نویسنده : hazrtezarathustra

قدیم‌ترین و مقدس‌ترین قسمت اوستا کتاب دینی زرتشتیان، گات‌ها می‌باشد. از زمان‌های بسیار قدیم گات‌ها را سخنان و اشعار خود زرتشت می‌دانستند. اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشته‌است. اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخش‌های اوستا عبارتند از:

  • یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گات‌ها، در آن گنجانده شده‌است. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.
  • ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خوانده‌می‌شود.
  • یشت‌ها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گات‌ها اختلاف زمانی دارد. یشت‌ها گروهی از متن‌های کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شده‌اند.
  • وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان می‌شود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت داده‌می‌شود.[۴۶] زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانی است، کاملاً سازگار است.
  • خرده‌اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدره‌پوشی و کستی بستن کودکان، عروسی، سوکواری و غیره درست شده‌است. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سال‌های ۳۱۰ تا ۳۷۹ و توسط آذرباد مهراسپندان تألیف شده‌است

تاریخ : پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
بازدید : 475
نویسنده : hazrtezarathustra

خرس گنده چیست؟
واژه ای که پدران و مادران ایرانی برای ندادن عیدی و کادوی تولد به فرزندان خویش نسبت می دهند!

ﯾﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺧﻮﺑﯽ ﮐﻪ ﭘﺸﻪ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﮏ ﺧﻮﺭﯾﻪ، ﺷﻤﺎ فکر ﮐﻦ اگر مثل ﻣﻮﺭﭼﻪ ﻫﺎ ﺭﻓﯿﻖ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ، وقتی ﯾﻪ ﺳﻮﮊﻩ ﭘﯿﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻥ، ﻫﺸﺘﺼﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺭﻓﯿﻘﺎﺷﻮن رو ﻣﯽ ﮐﺸﻮﻧﺪﻥ اون جا، ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮﻣﻮﻥ می آﻣﺪ

------------------------------------------------------------------

دختره نوشته: من خیلی لاغرم هر کاری می کنم چاق نمی شم...
یه پسره کامنت داده: روی تردمیل برعکس بدو

-----------------------------------------------

ﺯﻧﮓ ﺧﻮﻧﻪ ﺭﻭ ﺯﺩﻡ، ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﯾﻔﻮﻥ گفت: ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ؟
گفتم: ﻧﻪ، ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻬﺘﺮﻩ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﯿﻢ ﺑﺎﺑﺎ!
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ… ﺍﻣﺸﺐ ﭼﻪ ﺑﺎﺩ ﺧﻨﮑﯽ می وﺯﻩ ﺗﻮی ﭘﺎﺭﮎ

---------------------------------

هیچ وقت گول ظاهر کسی را نخورید. یک نفر گول ظاهر منو خورد، الان من دیگه گول ظاهر ندارم

---------------------


تاریخ : پنج‌شنبه 18 اردیبهشت 1393
بازدید : 480
نویسنده : hazrtezarathustra

بینی عمل کرده
لب ها پروتز
گونه ها تخیلی
موها رنگ کرده
ابروها تاتو
بعد هی استاتوس می زنه نیمه گمشده من کجاست و فلان و اینا!
خوب با این قیافه ای که تو واسه خودت ساختی، گم بشی مامانت به زور پیدات می کنه! نیمه گمشده ات که جای خود داره

-----------------------------------------------------------

ﻣﻨﻄﻖ ﻣﻦ ۳ ﺣﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﻩ:
یا ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪ
یا ﺗﻮ نمی فهمی ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪ
یا ﺍین قدﺭ می زﻧﻤﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﻣﻼ بفهمی ﺣﻖ ﺑﺎ ﻣﻨﻪ!

مورد داشتیم مرده به خاطر صندلی تو مترو خودشو زده به حاملگی!

مورد داشتیم پسرا خودشون رو پشت کلیپس دخترا قایم کردن تا استاد نفهمه که دارن چرت می زنن

---------------------------

بعد از آشنایی با فبسیوک متوجه شدم نه تنها ظاهر آدم ها با باطنشون فرق داره، بلکه ظاهر آدم ها با ظاهرشون هم فرق داره

------------------------------

یکی از سخت ترین خداحافظی ها، خداحافظی با سنگیه که از سر کوچه تا دم خونه شوتش کرده ای

----------------------------------------------------------------------------------------------

بارزترین دلیل این که موجودات هوشمند در کهکشان زندگی می کنند این است که هرگز نکوشیده اند با ما تماس بگیرند

---------------------------------------------------

 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران