عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 11 بهمن 1393
بازدید : 432
نویسنده : hazrtezarathustra

ابن سينا نابغه مشرق زمين
ابوعلی سینا معروف به شیخ الرئیس، یكی از بزرگترین و معروفترین فیلسوفان ایران و جهان اسلام می‌باشد كه تاثیر وافری بر فلسفه و نظریات فلسفی نهاده است. آثار و دیدگاه او بسیاری از مسائل و پیچیدگی‌های فلسفه اسلامی را حل نمود. تاثیر ژرف و عمیق رویكرد و نظریات ابن سینا بر فلسفه اسلامی و فلسفه قرون وسطی چنان بود كه موجب شهرت و نفوذ رهیافت‌های وی در شرق و غرب شد.
ابن سینا تلاش نمود تا به صورت منطقی و مستدل، مفاهیم فلسفی را با آموزه‌های قرآن در آمیزد و فلسفه واحد و مستحكم بر پایه الهیات بنیان نهد. او در دیدگاه و نظریاتش، از آثار كندی و فارابی تاثیر پذیرفته بود و بسیاری از مباحث و مسائل مطرح در آثار این دو فیلسوف را مورد تحلیل و تشریح قرار داده است و در بسیاری از مسائل و قضایای فلسفی راهكارهایی پیدا نمود كه بعدها مورد استفاده فلسفه بعدی قرار گرفت.
فلسفه ابن سینا بر حكمت مشاء تكیه دارد و در تمام آثار و نوشته هایش، جدیت اسلوب قابل رویت است. بوعلی سینا تلاش نمود تا شعبه‌های مختلف علوم فلسفه را در سلسله محكم و استوار مقید كند و روابط ضروریه آنها را به یكدیگر نشان دهد.
بسیاری از اصول فلسفه ابن سینا با نظریات متكلمین اسلامی مطابقت دارد، او در باب قدمت عالم با حكما نیز موفق است و علم خداوند را بر تمامی اموری متعلق می‌داند. مسئله روح در فلسفه وی، دارای دقت خاصی است كه ارواح بشری باقی است. وی بین روح آدمی و عقل اولیه ارتباط طبیعی برقرار نموده و روح را دارای علم و شناختی مجزا از عقل می‌داند.


تاریخ : شنبه 11 بهمن 1393
بازدید : 396
نویسنده : hazrtezarathustra

یادی کنیم از صدام حسین ملعون و جنایت کار و دو نظر از او در مورد ایران و ایرانی تباران....
1.از صدام پرسیدند چرا کردها را انفال و آنان را شیمیایی باران کردی؟ گفت:چون کردها تخم همان ایرانی های نجس میباشند و من نجس را دوست ندارم.

2.از صدام پرسیدند چرا در بعضی از بیابان های به درد نخور عراق مشغول مالچ پاشی(عملی برای بیابان زدایی) و درخت کاری های بیهوده هستی؟ گفت:آخه حیف شن و خاک و بادهای عراق عزیز نیست که به سرزمین نجس ایرانیان برسد


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 312
نویسنده : hazrtezarathustra

روزانه در خاور ميانه ، صدها زن، كودک، مرد، جوان ، پير، در بمبگذاري هاي انتحاري و غير انتحاري، در جنگ، در محاصره، در سرما، ميميرند،
كوباني ماههاست در محاصره است و داعش سر ميبرد و تجاوز ميكند. سوريه ، چهار سال است از درون منهدم شده، سوري ها آواره از اين شهر به آن شهر ، كشور به كشور ، به اميد شايد سر پناهي،شكم زنها و دخترهاي كرد و كوباني و سوري از تجاوز بالا ميايد نه از عشق .
اسراييلي ها و فلسطينيها همديگر را تكه و پاره ميكنند.
ايراني ها با چنگ و دندان زير فشار تحريم ، دست و پا ميزنند، افغانها روي خونهاي ريخته در خيابانهاي شهر از بمب و ترور به بازار ميروند و زندگي را ادامه ميدهند، كودكان پاكستاني صبح به مدرسه ميروند و به رگبار بسته ميشوند و زندگي در خاورميانه زير گرد ياس و نا اميدي و ترس به جلو ميرود ، و خيالي نيست، خاورميانه فاضلاب دنياست.
و در سوي ديگر دنيا، اميد و رنگ و شادي موج ميزند، درختان كريسمس غرق در نور ميدرخشد، زنها با عشق حامله ميشوند. و بچه ها با كوله هاي رنگي به مدرسه ميروند و مادرها كوله هايشان را از دفترهاي رنگ وارنگ و غذاهاي خوشمزه پر ميكنند. چرخ اقتصاد ميچرخد و ميچرخد تا اينكه چهار كاريكاتوريست ، كشته ميشوند ، صداي تير آرامش را شهر عشق و نور و شراب ، برهم ميزند و مركل و كامرون و اوباما و انگليسيها و اتحاديه اروپا و كه و كه و چه و چه دست به دست هم ميدهند و مردم فرانسه در حمايت از آزادي بيان كنار هم ، فرياد ميكشند و چهار كاريكاتوريست فرانسوي قهرمان ملي ميشوند. و برايشان فرانسه يك دقيقه خاموش ميشود و سكوت ميكند.
و من فكر ميكنم اگر براي هر ده نفر قرباني روزانه در خاورميانه ميخواستيم حتي ده ثانيه سكوت كنيم و خاموشي بدهيم، نه كسي بايد ديگر كلمه اي بگويد ، نه ديگر چراغي در خاورميانه روشن ميشود،
در فاضلاب دنيا ، سكوت و تاريكي ادامه خواهد داشت ، تا ابد و یا تا زمانی که خاورمیانه بیدار شود و نادری دیگر از زیر خاکسترها بیرون آید.


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 367
نویسنده : hazrtezarathustra

در نیمه شرقی فلات ایران خارج از مرزبندی‌های سیاسی امروزی، از شرق خراسان و بلوچستان و افغانستان و بخشی از پاکستان تحت ‌تأثیر تمدن هیرمند قرار داشته‌ و این تمدن کهن از منظر آثار تاریخی یافت‌ شده در آن، تنها در شهر سوخته به پنج هزار سال پیش باز می‌گردد.
سیستان و بلوچستان سرزمینی است که ساکنانش چه در اسطوره های شاهنامه وچه در تاریخ همواره کمربسته دفاع از مرزهای ایران بوده‌اند. آن‌ها سربازان آماده ایران بودند و رقص شمشیر نیز نمادی از همین پیشینه تاریخی است.
رقص آیینی شمشیر در بلوچستان رقص دیرپایی است که پیشینه آن به بیش از سه هزار سال پیش می‌رسد که سینه ‌به‌ سینه به نسل‌ها بعد منتقل شده است.
پژوهشگران این رقص را دارای قدرت اجتماعی بسیار زیادی می دانند که می تواند شمار بسیاری از مردان و زنان و جوانان را در حرکت های منظم و بر اساس قواعدی ثابت ، موزون و معینی متحد سازد.
به همین دلیل تاثیری اجتماعی دارد و می تواند بهترین شکل آمادگی برای جنگ باشد. جز این رقص معنای جادویی-آیینی و دینی بسیار مهمی داشت و ایفای همان نقشی را در باور اقوام ابتدایی می کرد که دعا در فرهنگ های پیشرفته.
آنچه امروزه بعنوان چوب بازی در رقص بلوچی شناخته می‌شود ادامه رقص شمشیر است که بلوچ های باستان و گذشته برای استمرار آمادگی دفاعی مبارزین خود در زمان صلح با این رقص شمشیر به تقویت روحیه وامادگی دفاعی نیروهای خود کمک می‌کردند.
رقص آیینی شمشیر در سیستان و بلوچستان جنبه کاملاً دفاعی دارد و داستان دو پهلوان رو در روی یکدیگر است که هر دو سپر به‌ سپر شده و رزم پهلوانی شروع می‌شود تا یکی شکست بخورد و برای فرد پیروز سرنا و موسیقی شادمانی می‌زنند.
نقاشی‌های دیواری کوه خواجه (استان سیستان و بلوچستان) که به ‌جا مانده از دوره اشکانیان و ساسانیان در ایران است، تصاویری را به نمایش گذاشته‌ که نشان‌دهنده سنت‌های موسیقایی و بزمی و رقص شمشیر و جنگ در این نقطه از ایران در آن روزگار است.


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 348
نویسنده : hazrtezarathustra

ایران سقوط کرد،
آذرآبادگان(آذربایجان) سقوط نکرد.
آذرآبادگان سقوط کرد
تبریز سقوط نکرد.
آذرآبادگان تنها ماند.
تبریز تنها ماند.

از 29 محله تبریز 25 محله با نصب پرچم های سپید امان خواستند.
4 محله تنها ماند.
3 محله غیر از محله امیر خیز با نصب پرچم سپید امان خواستند.

محله امیر خیز تنها ماند.
همگی بر این باور بودند که ستارخان و مشروطیت توان مقابله ندارد.
محله امیرخیز نیز پرچم سپید.
خانه مشروطیت تنها ماند.
فرماندهان به فکر تسلیم افتادند.
ستارخان تنها ماند.

ستارخان به کوچه می رود و پرچم های سپید را می بیند،
چند پرچم را می شکند و نطقی می کند.
اهالی محل شرمگین می شوند در برابر سردارشان.

محله به محله پرچم ها توسط خود اهالی شکسته می شود.
تبریز آماده مبارزه با استبداد است.
خبر به شهرهای آذرآبادگان می رسد کمک به ستارخان می رسد.

ستار خان ایستاد اتاق فرماندهی به پا خاست.
اتاق فرماندهی به پا خاست خانه مشروطیت به پا خاست.
خانه مشروطیت به پا خاست محله امیر خیز به پا خاست.

محله امیر خیز به پا خاست 4 محله به پا خاست.
4 محله به پا خاست تبریز به پا خاست.
تبریز به پا خاست آذرآبادگان به پا خاست.
آذرآبادگان به پا خاست ایران به پا خاست.

 

 


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 336
نویسنده : hazrtezarathustra

ارزش و مقام زن در ميان تركان قديم

در داستان آفرينش (ياراديليش داستاني) در ميان تركان قديم " آق بانو " زني است كه الهام بخش خدا در آفرينش كاينات و انسان بوده است.
زن اول اوغوز خان از نوري آبي رنگ و با شكافتن تاريكي از آسمان فرود آمد ؛ زن دوم او نيز از درون يك درخت زاده شد و هر دوي اين زنان موجوداتي فوق بشري بودند.
در ميان تركان ياقوت (ياكوتسك) ، " آق اوْغلان " توسط زني نوراني كه از درون درخت بيرون آمده بود، شير داده شد.
در سنگ نبشته بيلگه خاقان نيز از خطاب " شما خاتونْ مادرم ، مادر بزرگ هايم ، خواهرانم ، خاله و عمه هايم، شهبانو و شاهزادگانم .... " استفاده شده است. در باور تركان قديم " خان "(شاه) و " خاتوُن " (شهبانو) فرزندان آسمان بودند .
در داستان هاي تركان ، زنان يار و ياور مردان هستند. در حماسه ي دده قورقود ، در داستان " ده لي دومرول " ، زماني كه دومرول در تقلاي يافتن فديه و جان بهاي خويش است ، زنش بي دغدغه حاضر مي شود كه به جاي " دومرول " جان دهد و زندگي خويش را فداي شوهر كند.
در داستان هاي پهلواني، قهرمانان ترك دوست دارند با زناني ازدواج كنند كه دراسب سواري ماهر ، در شمشيرزني توانا و در جنگاوري شجاع باشند. در داستان بامسي بئيره ك (از داستان هاي دده قورقورد)؛ " چيچك بانو " نمونه اي عالي از اين دسته زنان است.
يك ضرب المثل ازتركان قازاق چنين است: نخستين ثروت انسان تندرستي و دومين ثروت او زن اوست.
در پيش از پذيرش دين اسلام ، خاتون (شهبانو) در سمت چپ خاقان (شاه) مي نشست و در مراسم آييني و جشن ها حضور مي يافت.
صلحنامه ي " مَته خان " – امپراتور بزرگ هون - با چين را همسرش به نيابت از او امضاء كرده بود.
ارزش زن در ميان تركان در حالي مطرح بود كه اعراب جاهلي عربستان ، دختران را زنده به گور مي كردند و زن در ميانشان ارزش و جايگاهي والايي نداشت. زنان انگليس هم تا قرن شانزدهم حق دست زدن و مسّ انجيل را نداشتند.

بازگشت گاه : زبان و فرهنگ سومئری


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 382
نویسنده : hazrtezarathustra

ﻣﺮﺩﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺰﺩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﻗﺼﺎﺹ ﺑﻮﺩﻧﺪ .
ﻗاﺗﻞ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺘﯽ ﻣﻬﻢ ﺩﺭﻗﺒﺎﻝ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﮐﺮﺩ ...
ﺷﺎﻩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺮﺩ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ : ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻩ
ﺷﺎﻩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺁﺭﺍﺩ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ: ﺑﻠﻪ ﺳﺮﻭﺭﻡ
ﮔﻔﺖ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﯽ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﺪ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺍﺟﺮﺍ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ!
ﺁﺭﺍﺩ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ : ﺿﻤﺎﻧﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﻗﺎﺗﻞ ﺭﻓﺖ، ﺳﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﻬﻠﺖ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺁﺭﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺣﮑﻢ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺍﺟﺮﺍ ﻧﺸﻮﺩ
ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻏﺮﻭﺏ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺎﺗﻞ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻼﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ ...
ﺷﺎﻩ ﺑﺰﺭﮒ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺘﯽ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﯽ؟
ﻗﺎﺗﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﻭﻓﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻬﺪ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﺮﺍ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﻤﺎﻧﺖ ﮐﺮﺩﯼ ؟
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﺗﺮﺳﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺧﯿﺮ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﻭ ﻧﯿﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﻧﯿﺰ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺯﯾﺮﺍ ﻣﯿﺘﺮﺳﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﻓﺖ
این مطلب رو گذاشتم زیرا میترسم بگویند گذشته ایران از یاد رفت…
شییر کنیید لطفاً


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 351
نویسنده : hazrtezarathustra

نخستین پادشاه زن ایرانی بعد از اسلام

"شیرین" ملقب "ام رستم" دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی (387ق. ـ 366ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید.
او نخستین پادشاه زن ایرانی پس از ورود اسلام بود. او بر مازندران و گیلان، ری، همدان و اصفهان حکم می راند.
به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است.
سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود :
باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .
ام رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور شما را نپذیرم چه خواهد شد ؟
پیک گفت آنوقت محمود غزنوی سرزمین شما را براستی از آن خود خواهد کرد .
ام رستم به پیک گفت : که پاسخ مرا همین گونه که می گویم به سرورتان بگویید :
در عهد شوهرم همیشه می ترسیدم که محمود با سپاهش بیاید و کشور ما را نابود کند، ولی امروز ترسم فرو ریخته است برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک سلطانی باهوش و جوانمرد است بر روی زنی شمشیر می کشد.
به سرورتان بگویید:
اگر میهنم مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود اگر محمود را شکست دهم، تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زن جنگاور کشت و اگر کشته شوم باز تاریخ یک سخن خواهد گفت محمود غزنوی زنی را کشت.
پاسخ هوشمندانه بانو ام رستم ، سبب شد که محمود تا پایان زندگی خویش از لشکرکشی به ری خودداری کند .
ام رستم پادشاه زن ایرانی هشتاد سال زندگی کرد و همواره مردمدار و نیکخو بود. و مقبره این بانوی بزرگ در جنوب شرق تهران که به سید ملک خاتون شهرت دارد، قرار دارد.

 
 

تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 357
نویسنده : hazrtezarathustra

 

 

 

 

تقویم تاریخ: ۱۵۸ سال پیش در چنین روزی، ۲۳ ژانويه سال ۱۸۵۷ بوشهر به
تصرف انگليسي‌ها درآمد و مقدمه جدا کردن هرات از پيكر ايران فراهم شد.

در اين روز نيروهاي اعزامي انگلستان پس از شش هفته نبرد خياباني، بندر بوشهر و حومه آن را تصرف كردند تا دولت تهران مجبور به صرف نظر كردن از شهر هرات و غرب افغانستان امروز شود كه از زمان تاسيس كشور ايران به دست كوروش بزرگ هميشه بخشي وفادار از ايران و كانون فرهنگ و ادب ما، و براي مدتي نيز شاهزاده نشين و محل تولد شاه عباس بود.
نيروهاي اعزامي انگلستان نهم دسامبر ۱۸۵۶ پس از يک گلوله باران شديد گام بر خاک وطن ما در ساحل بوشهر گذارده بودند و از همان لحظه نبرد خياباني آغاز شده بود. دولت لندن اول نوامبر ۱۸۵۶ به ايران اعلان جنگ داده بود زيرا که اخطارهاي ديپلماتيک آن دولت به ايران که از هرات و غرب افغانستان خارج شود مورد بي اعتنايي تهران قرارگرفته بود. در نبرد خياباني ۴۵ روزه، عمدتا مردم معمولي از شهر و حومه بوشهر و تنگستان دفاع مي کردند.
دوست محمدخان حاكم كابل دست به تشويق حاكم هرات به تمرد از دولت تهران زد. ناصرالدين شاه كه در همان زمان به گردنكشي خان خوارزم پايان داده بود حسام السلطنه را با لشكر خراسان و چند يگان نظامي از تهران، گرگان و كرمان مامور گوش مالي حاكم هرات كرد كه با اعتراض شديد لندن رو به رو شد. چون تهران توجه نكرد، انگلستان با به رسميت شناختن فوري مرزهاي افغانستان كه خود در لندن ترسيم كرده بود، روابطش را با تهران قطع و يكم نوامبر۱۸۵۶ به ايران اعلان جنگ داد و بار ديگر به آبهاي ما در خليج فارس كشتي توپدار و تفنگدار روانه ساخت.
انگلستان كه ايستادگي ۲۳ روزه مردم بوشهر و تنگستان را انتطار نداشت خرمشهر را هم زير حمله گرفت و اهواز را مورد تهديد نطامي قرار داد. دولت تهران تسليم اراده لندن شد و طبق توافق پاريس كه با ميانجيگري رئيس وقت كشور فرانسه انجام شد از هرات صرفنظر كرد.
اگر كمي به عقب باز گرديم مي بينيم كه عباس ميرزا وليعهد فتحعلي شاه با مشاهده دسيسه هاي انگلستان در جريان تنظيم قرارداد «تركمن چاي» و از دست رفتن قفقاز و چشيدن مزه تلخ ديپلماسي اروپايي و بي صداقتي ناپلئون براي حفظ مابقي خاك وطن و براي حصول اطمينان از وفاداري حاكمان نيمه مستقل به خوارزم، مرو و بخارا شتافت.
او پس از مطيع ساختن حكمران سرخس كه بر منطقه نسا و اشك آباد (عشق آباد) تسلط داشت در سال ۱۸۳۴ قصد عزیمت به سوی قندهار داشت كه بيمار شد و درگذشت.
پسرش محمد ميرزا كه همان سال پس از درگذشت فتحعليشاه به سلطنت رسيد پس از تحكيم پايه هاي حكومت خود، تصميم به تكميل مساعي پدر گرفت و دولت لندن از اين تصميم محمد شاه كه مناسبات حسنه با روسيه برقرار كرده بود نگران شد.
محمد شاه تصميم گرفت شخصا براي گوشمالي حكمران هرات و نواحي مجاور كه در پرداخت ماليات تعلل كرده بودند عازم خراسان شود.
دولت لندن مستقيما وارد عمل شد و به تهران اخطار كرد كه از لشكر كشي به هرات منصرف شود كه دولت ايران اعتناء نكرد. دولت روسيه اين اخطار لندن را مداخله در امور ايران تلقي كرد و حمايت خود را از لشكركشي محمدشاه به هرات اعلام داشت.
لندن كه اخطار خود را بي نتيجه ديد و از رسيدن نيروهاي ايران به هرات آگاه شد؛ يك كشتي جنگي به آبهاي ايران فرستاد كه اين نيروها بوشهر و خارك را متصرف شدند. تهران كه چنين ديد به دولت فرانسه متوسل شد كه از انگلستان بخواهد از آبهاي ايران خارج شود كه در اين تلاش موفق نشد. سرانجام محمدشاه ناچار شد دست از محاصرهٔ هرات برداشته و در سال ۱۲۵۴ هجری قمری به تهران بازگردد.
نگاره بالا قلعه‌ای در هرات را به سال ۱۸۷۹ میلادی نشان میدهد، نگاره‌های پایین هم مربوط به عباس میرزا و فرزندش محمد شاه قاجار است که تلاششان برای حفظ هرات بی‌ نتیجه ماند.


تاریخ : چهارشنبه 08 بهمن 1393
بازدید : 411
نویسنده : hazrtezarathustra

 

 

 

 

شکل ظرف نقره ای به ارتفاع 3.3 سانتی متر و قطر 17.3 سانتی متر را نشان می دهد که متعلق به دوره ی هخامنشی است. این ظرف با نقش گلبرگ هایی تزیین شده که به صورت متناوب با شکل شیرهای بالداری که صورتی شبیه به خدای مصری، بِس، دارند تکرار می شوند. این اثر اکنون در موزه ی بریتانیا قرار دارد.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران