عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
بازدید : 284
نویسنده : hazrtezarathustra

 

 

رونمایی از گنجینه‌ی هنری مادها و هخامنشیان در موزه ملی

در موزه ملی ایران از اشیای تاریخی منطقه "خوروین" رونمایی شد. این گنجینه تاریخی که حدود ۵۰ سال پیش به صورت غیرقانونی از ایران خارج شده بود، پس از سال‌ها دعوای حقوقی، اخیرا از بلژیک به ایران بازگردانده شد.


تاریخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
بازدید : 312
نویسنده : hazrtezarathustra

کعبه زرتشت)گنجخانه استخر(
++++++++++++++++++++
بنا بر روایتهای سنتی ایران اوستا نخستین بار درزمان داریوش بزرگ در کتابی از برگهای پوست گاو به خط زر تحریر شد ودر گنجخانهء استخر به امانت گذاشته شد.به ودیعه نهاده شدن اوستا در گنجخانهء استخر نیز می تواند دزست باشد؛زیرا بنایی که اکنون کعبهء زرتشت نامیده میشود ودربرابر آرامگاه های شاهنشاهان هخامنشی در نقش رستم واقع شده است درتاریخ پارس از تقدس ویژه ای برخوردار بوده ودر عهد ساسانی نیز یک نسخه از اوستا در این محل به امانت نهاده شده بوده است.این نسخه درکاوشهای باستان شناسی قرن حاضر کشف گردید.درپاسارگاد نیز در کنارمجموعه کاخ کوروش بزرگ چنین بنایی وجود داشته که هنوز بقایای آن پابرجاست.بر روی برخی ازسکه های به جامانده ازشهریاران پارسی عهد پهلوی)پارتیان( تصویر این بنا دیده می شود،بدون آنکه از فراز آن آتشی برخاسته باشد.این امر نشان می دهد که این بنا نه یک آتشکده بلکه مکان مقدسی بوده که پارسیان به آن واقف بوده اند.می توان پذیرفت که این بنا اساسا به دستور داریوش بزرگ برای نگهداری نسخه اوستا ساخته شده بوده وتقدس آن از همین جا ناشی می شده است.
بن مایه
تاریخ باستان مرحوم خنجی


تاریخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
بازدید : 234
نویسنده : hazrtezarathustra

ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﺮﮒ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺭﺳﺘﻢ ....

ﺣﻜﻴﻢ ﻃﻮﺱ ﻓﺮﺩﻭﺳﻰ ﮔﺮﺍﻣﻰ ﺍﻳﻨﻚ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻻﻭﺭﻯ ﻭ ﻧﺎﺟﻰ ﮔﺮﻯ ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺭﺳﺘﻢ ﺍﻳﻨﻚ ﻗﻠﻢ ﺑﻪ ﻓﺮﺟﺎﻡ ﻛﺎﺭ ﺭﺳﺘﻢ، ﻗﻬﺮﻧﺎﻥ ﺑﻰ ﺑﺪﻳﻞ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﻣﻴﺰﻧﺪ .
ﺭﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﺩﺭﻯ ﺑﻮﺩ ﺑﻨﺎﻡ ﺷﻐﺎﺩ ﻛﻪ ﺷﻐﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﺩﺭﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻛﺎﺑﻞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ . ﻛﺎﺑﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺎﺟﮕﺰﺍﺭ ﺳﻴﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻧﺮﻳﻤﺎﻥ ( ﺟﺪ ﺭﺳﺘﻢ ) ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﺳﭙﺎﻫﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ ﺑﺎﺝ ﺑﻪ ﻛﺎﺑﻞ ﻣﻴﺮﻓﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺧﺸﻢ ﺷﻐﺎﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺨﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﺩﺳﻴﺴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﺮﻋﻠﻴﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺭﺳﺘﻢ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﻛﺮﺩ:

ﺩﮊﻡ ﺷﺪ ﺯﻛﺎﺭ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺷﻐﺎﺩ // ﻧﻜﺮﺩ ﺁﻥ ﺳﺨﻦ ﭘﻴﺶ ﻛﺲ ﻧﻴﺰ ﻳﺎﺩ
ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻔﺖ ﺑﺎ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﻧﻬﺎﻥ // ﻛﻪ ﻣﻦ ﺳﻴﺮ ﮔﺸﺘﻢ ﺯ ﻛﺎﺭ ﺟﻬﺎﻥ
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻛﻪ ﺍﻭﺭﺍ ﺯﻣﻦ ﺷﺮﻡ ﻧﻴﺴﺖ // ﻣﺮﺍ ﺳﻮﻯ ﺍﻭ ﺭﺍﻩ ﺁﺯﺭﻡ ﻧﻴﺴﺖ

ﺳﭙﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﺷﻐﺎﺩ ﻃﻰ ﻧﻴﺮﻧﮕﻰ ﺑﻪ ﺳﻴﺴﺘﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﺭﺳﺘﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺑﺎﺝ ﺧﻮﺍﻫﻰ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻛﺎﺑﻠﻴﺎﻥ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺟﻤﻊ ﺧﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺧﺎﻧﺪﺍﻧﻤﺎﻥ ﻧﺎﺳﺰﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ :

ﻣﺮﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺍﻧﺠﻤﻦ ﺧﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩ // ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻫﺮ ﺑﺪ ﭘﺪﻳﺪﺍﺭ ﻛﺮﺩ
ﻫﻤﻰ ﮔﻔﺖ ﺗﺎ ﻛﻰ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺝ ﻭ ﺳﺎﻭ // ﻛﻪ ﺑﺎ ﺳﻴﺴﺘﺎﻥ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺗﺎﻭ
ﻧﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺯﺍﻟﻰ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ ﻧﻴﺰ // ﻭ ﮔﺮ ﻫﺴﺘﻰ ﺍﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﻴﺮﺯﺩ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ

ﺭﺳﺘﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮔﺴﺘﺎﺧﻰ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﺑﺎ ﻛﺎﺑﻠﻴﺎﻥ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ:
ﭼﻮ ﺑﺸﻨﻴﺪ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﺮﺁﺷﻔﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ // ﻛﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﺳﺨﻦ ﺩﺭ ﻧﻬﻔﺖ
ﻣﻦ ﺍﻭﺭﺍ ﺑﺪﻳﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻴﺠﺎﻥ ﻛﻨﻢ // ﺑﺮ ﺍﻭ ﺑﺮ ﺩﻝ ﻭ ﺩﻳﺪﻩ ﭘﻴﭽﺎﻥ ﻛﻨﻢ

ﺍﻣﺎ ﺷﻐﺎﺩ ﺭﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮﻃﺌﻪ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻛﺎﺑﻠﻴﺎﻥ ﺍﺯ ﺗﻮﻣﻴﺘﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺭﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﻣﻴﺸﻨﻮﻧﺪ ﻟﺮﺯﻩ ﺑﺮ ﺍﻧﺪﺍﻣﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﺪ ﭘﺲ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﻟﺸﻜﺮﻛﺸﻰ ﻧﻴﺴﺖ ﺭﺳﺘﻢ ﺧﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺻﺪ ﺳﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺯﻭﺍﺭﻩ ﺍﻛﺘﻔﺎ ﻣﻴﻜﻨﺪ :
ﭼﻨﻴﻦ ﮔﻔﺖ ﺭﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺭﺍﻩ // ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻛﺎﺑﻞ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺳﭙﺎﻩ
ﺯﻭﺍﺭﻩ ﺑﺲ ﻭ ﻧﺎﻣﻮﺭ ﺻﺪ ﺳﻮﺍﺭ // ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻴﺰ ﺻﺪ ﻧﺎﻣﺪﺍﺭ

ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﻛﺎﺑﻞ ﻣﻴﺮﺳﺪ ﺷﺎﻩ ﻛﺎﺑﻞ ﻓﻮﺭﻯ ﺗﺴﻠﻴﻢ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻏﺮﺍﻣﺖ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺰﻣﻰ ﺭﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﺷﻐﺎﺩ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺩﺭ ﻧﺨﺠﻴﺮﮔﺎﻩ ﮔﻮﺩﺍﻟﻰ ﺩﺭ ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺭﺧﺶ ﻛﻨﺪﻩ ﻭ ﺗﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻴﻎ ﺗﻴﺰ ﻣﻴﻨﻬﺪ ﻭ ﺍﻣﺎ ﺭﺳﺘﻢ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﻪ ﮔﻮﺩﺍﻝ ﻣﻴﺮﺳﺪ ﺭﺧﺶ ﺍﺯ ﺑﻮﻯ ﺧﺎﻙ ﻧﻤﻨﺎﻙ ﻣﺸﻜﻮﻙ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﺣﺮﻛﺖ ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﺍﻳﺴﺘﺪ ﺍﻣﺎ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﺎﺯﻳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺭﺧﺶ ﺩﻻﻭﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻛﺸﺘﻦ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ :

ﻫﻤﻰ ﺭﺧﺶ ﺯﺍﻥﺧﺎﻙ ﻣﻰ ﻳﺎﻓﺖ ﺑﻮﻯ // ﺗﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﻛﺮﺩ ﭼﻮﻥ ﮔﻮﻯ
ﺩﻝ ﺭﺳﺘﻢ ﺍﺯ ﺭﺧﺶ ﺷﺪ ﭘﺮ ﺯﺧﺸﻢ // ﺯﻣﺎﻧﺶ ﺧﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﭙﻮﺷﻴﺪ ﭼﺸﻢ
ﺩﻭ ﭘﺎﻳﺶ ﻓﺮﻭ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﭼﺎﻫﺴﺎﺭ // ﻧﺒﺪ ﺟﺎﻯ ﺁﻭﻳﺰﺵ ﻭ ﻛﺎﺭﺯﺍﺭ
ﺑﺪﺭﻳﺪ ﭘﻬﻠﻮﻯ ﺭﺧﺶ ﺳﺘﺮﮒ // ﺑﺮ ﺍﻭ ﭘﺎﻱ ﺁﻥ ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ

ﺭﺳﺘﻢ ﻭ ﺭﺧﺶ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﺁﻏﺸﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺷﻐﺎﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﻻﻱ ﭼﺎﻩ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻭ ﺭﺟﺰ ﺧﻮﺍﻧﻰ ﻣﻲ ﺍﻳﺴﺘﺪ :
ﺗﻮ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﭼﻪ ﻧﺎﺯﻯ ﺑﻪ ﺧﻮﻥ ﺭﻳﺨﺘﻦ // ﺑﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﺍﺝ ﻭ ﺁﻭﻳﺨﺘﻦ

ﻭ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺷﻐﺎﺩ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﻦ ﺟﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﻓﻘﻂ ﻛﻤﺎﻥ ﻭ ﺩﻭﺗﻴﺮ ﻣﺮﺍ ﺩﻩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﺣﻤﻠﻪ ﺷﻴﺮ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺗﺎ ﺷﻐﺎﺩ ﻛﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﻴﺪﻫﺪ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺩﻭﺗﻴﺮ ﺷﻐﺎﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻼﻛﺖ ﺭﺳﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺧﺪﺍﻯ ﺭﺍ ﺷﺎﻛﺮ ﻣﻴﺸﻮﺩ:

ﺑﺪﻭ ﮔﻔﺖ ﺭﺳﺘﻢ ﺯﻳﺰﺩﺍﻥ ﺳﭙﺎﺱ // ﻛﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﻳﺰﺩﺍﻥ ﺷﻨﺎﺱ
ﻣﺮﺍ ﺯﻭﺭ ﺩﺍﺩﻯ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﻴﺶ // ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﻮﻓﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﻛﻴﻦ ﺧﻮﻳﺶ

ﺁﺭﻯ ﺭﺳﺘﻢ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺯﻣﻴﻦ ﻫﻢ ﻛﺸﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ، ﺭﺳﺘﻤﻰ ﻛﻪ ﺭﻭﺯﻯ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﭘﻬﻠﻮﺍﻥ ﺭﻭﻳﻴﻦ ﺗﻦ ﺑﺎ ﻃﻌﻨﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ :

ﻛﻪ ﮔﻮﻳﺪ ﺑﺮﻭ ﺩﺳﺖ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﺒﻨﺪ // ﻧﺒﻨﺪﺩ ﻣﺮﺍ ﺩﺳﺖ ﭼﺮﺥ ﺑﻠﻨﺪ


"ﻣﻨﺒﻊ : ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻓﺮﺩﻭﺳﻰ ﺗﻮﺳﻰ"


تاریخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
بازدید : 299
نویسنده : hazrtezarathustra

آیا واقعا قانون جاذبه را نیوتون کشف کرد؟!
حدود 600 سال قبل از اینکه " ایزاک نیوتن " چشم بروی دنیا بگشاید ؛ 
دانشمند و حکیم برجسته ایران زمین " پورسینا " قانون اول جاذبه را در کتاب «الاشارات و التبنیهات» نوشته بوده است !
پورسینا :
«همانگونه که می دانید هر جسم در طبع و حالت خاصی می باشد و از این حالت خارج نمی شود مگر اینکه یک عامل خارجی برروی آن تأثیر بگذارد» 
«اگر نیروی بر جسمی وارد شود که موجب حرکت آن نشود مقدار نیرو چه کوچک باشد و چه زیاد تفاوتی ندارد چون که تغییری(کار) ایجاد نشده است»
نیوتن : 
جسم در حال سکون یا حرکت در خط مستقیم می باشد و تا نیرویی به آن وارد نشود حالتش تغییر نمی کند.
................................................
حدود 400 سال قبل از اینکه " ایزاک نیوتن " چشم بروی دنیا بگشاید ؛ 
دانشمند و حکیم برجسته ایران زمین "امام فخرالدین رازی" قانون دوم را در کتاب المباحث المشرقیه نوشته بوده است !
فخرالدین رازی:
«اختلاف حرکت در دو جسم به دلیل خود شی نیست بلکه به علت مقدار نیروی است که بر آنها وارد می شود مقدار انرژی جسم بزرگ در حال حرکت نسبت به جسم کوچکتر بیشتر است به دلیل اینکه جسم کوچک در جسم برزگ هم وجود دارد و آنچه در کوچکتر وجود دارد به مقدار بیشتر در جسم بزرگتر وجود دارد»
نیوتن :
قانون دوم: سرعت هر جسمی در هنگام حرکتش با آن قدرتی که روی آن مؤثر است متناسب است. 
...............................................
حدود 400 سال قبل از اینکه " ایزاک نیوتن " چشم بروی دنیا بگشاید ؛ ابن برکات هبةالله بغدادی قانون سوم را در کتاب «المعبر فی الحکمة» 
نوشته بوده است !
هبةالله بغدادی:
حلقه (شی) که بین دو نیروی متضاد ساکن می ماند به علت این است که هر دو نیروی وارد بر جسم مساوی و مخالف هم هستند.
نیوتن :
هر عملی عکسی العملی به دنبال دارد که مخالف آن و مساوی آن است.


تاریخ : پنج‌شنبه 02 بهمن 1393
بازدید : 597
نویسنده : hazrtezarathustra

نام آذربايجان از آتروپات سردار هخامنشي كه آذربايجان را از چنگال اسكندر رهاند و تا ساليان دراز خود و خاندانش سر رشته‌دار اين سرزمين بودند، گرفته شده. اين سرزمين پيش از آتروپات، ماد خرد ناميده مي‌شدي آذربايجانيان فرزندان مادان آريايي‌اند، همان 
قومي كه كردان و لران امروزي بازماندگان اينانند.

 


تاریخ : یکشنبه 28 دی 1393
بازدید : 437
نویسنده : hazrtezarathustra

ﻋﮑﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺳﯽ ﻭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﯾﺎﻓﺖ !
« ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽ
ﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯ 150 ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ 20 ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ . ﺑﯿﺴﺖ ﻧﻔﺮ ﻧﻮﺑﺘﯽ ﺭﻭﯼ
ﺯﻣﯿﻦ ﻏﻠﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻦ ﺗﺎ ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ ... ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺻﺒﺢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐﺍﺳﺖ "...
ﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﻧﻪ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﻡ،
ﻧﻪ ﭼﻮﺏ ﺗﮑﻔﯿﺮ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺯﺩﻧﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻨﺘﯽ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ ﺟﺰ ﺁﻧﮑﻪﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻣﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺗﺴﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ... ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ
ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ

 


تاریخ : شنبه 27 دی 1393
بازدید : 890
نویسنده : hazrtezarathustra

اربیل چگونه نجات یافت
مصاحبه با مسعود بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق
خبرنگار روزنامه پر تیراژ زمان چاپ ترکیه ازمسعود بارزانی میپرسد؛ ما میدانیم که اربیل بدست داعش درحال سقوط بود چه اتفاقی افتاد که داعش نتوانست وارد شهر شود !؟
مسعود بارزانی در جواب میگوید بله همه میدانند که داعش به دروازه های اربیل رسیده بود وبیم ان میرفت که شهر عنقریب اشغال شود من پس از حمله داعش با امریکاییها ترکها انگلیس فرانسه وحتی عربستان تماس گرفتم که همه مقامات این کشورها درجواب گفتند که فعلا هیچ کمکی نمیتوانند بکنند.
بارزانی میگوید من فورا با مقامات ایرانی تماس گرفتم وبه انها صریحا گفتم که شهر درحال سقوط است اگر نمیتوانید کمکی کنید ماشهر را تخلیه میکنیم لذا مقامات ایرانی فورا شماره تماس قاسم سلیمانی را بمن دادند و گفتند حاج قاسم نماینده تام الاختیار ما در امور مبارزه با داعش است لذا فورا با حاج قاسم تماس گرفتم و اوضاع را دقیقا شرح دادم حاج قاسم بمن گفت من فردا صبح بعد از نمازصبح اربیل هستم ؛ به او گفتم فردا دیر است همین حالا بیایید حاجی گفت کاک مسعود فقط امشب شهر را نگهدار.
بارزانی در ادامه میگوید فردا صبح حاج قاسم درفرودگاه اربیل بود من به استقبالش رفتم حاجی با 50 نفر از نیروهای مخصوصش امده بود انها سریعا به محل درگیری رفتند ونیروهای پیشمرگه را سازماندهی دوباره کردند و در عرض چند ساعت ورق بنفع ما برگشت در ضمن کمکهای تسلیحاتی ایران نیز برای ما رسید .
بارزانی میگوید حاج قاسم چند نفر از نیروهایش را جهت مشاوره نظامی در اربیل گذاشت و خودش به کربلا بازگشت.
وی توضییح می دهد؛ ما بعدها یک فرمانده داعش را اسیر کردیم و از او پرسیدیم چگونه شد شما که در حال فتح اربیل بودید بیکباره عقب نشستید این اسیر داعشی بما گفت نفوذیهای ما در اربیل بما خبر دادند ؛ ژنرال قاسم سلیمانی در اربیل است لذا روحیه افراد ما بهم ریخت و عقب نشستیم بارزانی در ادامه از حاج قاسم سلیمانی و ملت ایران تشکر میکند و در ادامه گریزی به کوبانی میزند و میگوید اگر راهنماییهای سردارسلیمانی نبود درکوبانی داعش قتل عام بزرگی بوجود میاورد و خود را مدیون سردار سلیمانی میداند......
ملت قهرمان ایران اعم از کرد و لر و عرب ترک و ترکمن و بلوچ و همه اقوام و مذاهب ایرانی چه جمله ای را زیبنده این سردار پیروز ایرانی میدانید.!؟


تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393
بازدید : 413
نویسنده : hazrtezarathustra

اسکندر نتوانست از پله های تخت داریوش بالابرود چون قدش کوتاه بود.
******************************
درشوش اسکندر خواست برتخت شاهان ایران نشیند وچون قامت اوکوتاه وپله های تخت بلندبود،پاهایش به پلهء آخری نرسید ویکی از پیشخدمتان اسکندر دویده میزی آورد تا پاهای اسکندر روی آن قرارگیرد.یکی از خواجه سرایان داریوش چون وین وضع رادید زار زار گریست واسکندر جهت آن راپرسید.اوجواب داد که روی این میز داریوش غذاصرف میکرد ومن وقتی که دیدم این میز مقدس بازیچه شده نتوانستم ازگریه خودداری کنم.اسکندرازاین سخن خجل شد وگفت میز را بردارند ولی فیلوتاس مانع شده چنین گفت:
ای پادشاه برحذرباش ازاینکه چنین کنی بعکس این پیشآمد راکه میز غذای دشمنت رادر زیرپا داری به فال نیک بگیر"!!!
اسکندر هم این رابه فال نیک گرفته امر کرد میز را روی پله بگذارند تا کوتاهی قدش جبران شود وبتواند از پله بالا رود وبرجای داریوش بنشیند!!!
این فرهنگ یک مقدونی یونانی است که فرزند پادشاه هم بوده است.تفاوت فرهنگ ایرانیان ویونانیان از همینجا روشن است.کشورهایی که یونان را پدرفرهنگ اروپا وحتی جهان میدانند آیا این داستان را که نمونه اش زیاداست وتوسط آریان ودیودور به صراحت ذکرشده نمی بینند؟؟!!!!!


تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393
بازدید : 1284
نویسنده : hazrtezarathustra

تندیس داریوش بزرگ و نحوه احترام نظامی در دوران هخامنشیان 

 

تندیس داریوش بزرگ و نحوه احترام نظامی در دوران هخامنشیان 
به چگونگی قرار گرفتن دست ها و پاها توجه بفرمایید ...
( این تندیس در موزه ایران باستان نگهداری میشود)
و اما کتیبه این تندیس بدین شرح است :
پس از ستایش اهورا مزدا ...
داریوش شاه گوید :
اين پيکره سنگي که داريوش شاه دستور داد در مصر ساخته شود از آن جهت است که از اين پس هر که آن را ديد بداند که " مرد پارسي مصر را در دست دارد " !!! " بداند که مرد پارسی فاتح مصر بوده است " !!!
/
پارسا پاسارگاد / پارسی هخامنشی


تاریخ : چهارشنبه 26 آذر 1393
بازدید : 373
نویسنده : hazrtezarathustra

آیا میدانید : داریوش بزرگ برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب -سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

ـ آیا میدانید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش بزرگ دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد.

فرمان داریوش بزرگ در سال ۵۲۱ پیش از میلاد: من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم
ـــــــــــــــــــ
منابع: 
تاریخ هرودوت /اوانس - ترجمه وحید مازندرانی
ایران از آغاز تا اسلام : پرفسور گیریشمن
سرزمین جاوید : پرفسور هرتزفلد - ماریژان موله

 


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران