عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 386
نویسنده : hazrtezarathustra

برای نخستین بار در میان لوح های تخت جمشید لوحی یافته شده که نشان می دهد زبان و نگارش فارسی باستان برای ضبط و ثبت امور روزمره نیز به کار می رفته. تا پیش از این، تصور بر این بود که این نگارش تنها برای سنگ نوشته ها ی کاخها یا نگارش روی وسایل بسیار ارزشمند یا دستوراتی که به نوعی با امور شاهی یا کاخ مرتبط است به کار می رفته. این لوح یکی از لوح های آسیب دیده ی مجموعه لوح های تخت جمشید است که اکنون در دانشگاه شیکاگو نگهداری می شود. متن لوح نشان می دهد که شامل دستوری ادرای برای پرداخت 600 کوارتز در قبال کالایی که هنوز مشخص نشده (واژه ی نشان دهنده ی کالا هنوز رمز گشایی نشده) به پنج روستا در نزدیکی تخت جمشید در سال 500 پیش از میلاد بوده. بنا به گفته ی Gil Stein اکنون می توان دید که ایرانیان در مرکز امپراتوری هخامنشی از زبان و نگارش فارسی برای امور روزمره نیز استفاده می کرده اند. نوشته های فارسی باستان نوشته های نخستین خط میخی ای بود که بین سالهای 1800 تا 1845 رمزگشایی شد و با این رمزگشایی متخصصان دریافتند که این زبان، نیای زبان فارسی امروزین است و با زبان سانسکریت در یک خانواده ی زبانی قرار دارد.
آرشیو لوح های تخت جمشید شامل دهها هزار لوح گلی با نگارش ایلامی، زبان بومی ایران که از دوهزار سال پیش از هخامنشیان در آن بخش رواج داشته، و همچنین شامل صدها لوح به زبان آرامی ، زبانی از دسته ی سامی که از دوره ی امپراتوری آشور و بابل برای ثبت استفاده می شده، است. علاوه بر این، در این آرشیو هزاران لوح بدون نگارش به صورت مهر وجود دارد.
بیشتر کاتبان اطراف تخت جمشید می توانستند به بیش از یک زبان بنوبسند و بخوانند و این لوح ممکن است که فقط تجربه ای بی هدف از یکی از این کاتبان باشد ولی در عین حال این امکان نیز هست که یافت این لوح آغازی برای یافتن الواح بسیاری در این زمینه باشد. همچنانکه تا پیش از 1933 تنها یک لوح از دوره ی هخامنشی به زبان ایلامی یافته شده بود ولی پس از کشف الواح تخت جمشید هزاران لوح به ایلامی کشف شد. به همین دلیل احتمال آن می رود که این لوح نیز نخستین لوح یافته شده از دسته ی بزرگی از الواح حاوی دستورات اداری به زبان فارسی باستان باشد.
از آنجا که لوح دیگری از این نوع به زبان فارسی باستان هنوز یافته نشده، سعی می شود که از مقایسه ی این لوح با الواح یافته شده ی همراه با با این لوح به زبان های آرامی و ایلامی، برای درک درست نوشته های لوح استفاده شود. یافتن این لوح آنقدر با انتظارات پیشین باستان شناسان متفاوت بود که اگر در میان آرشیو لوح های تخت جمشید دانشگاه شیکاگو یافته نشده بود، در مورد صحت آن تردید ایجاد می شد. کشف این لوح نشان می دهد چه اندازه مهم است که همه ی الواح تخت جمشید در کنار هم نگه داشته شوند زیرا هنوز کشف هایی اینچنینی در جریان است و درک معنای هر بخش و کشف معنی آن با ضریب اطمینان بالا وابسته به امکان مقایسه ی هر لوح جدید با لوح های دیگر ِ این مجموعه و سیستم اطلاعات تمام آرشیو است.
کشف این لوح ابتدا در نوامبر سال 2006 در کنفرانسی در کالج فرانسه و مرکز پاریس دانشگاه شیکاگو اعلام شد و پس از آن مقاله ی مفصل تری به نویسندگی Stolper و Jan Tavernier از دانشگاه Leuven بلژیک در همین زمینه منتشر شد.

بازگشت گاه: مقاله ی آنلاین وبگاه خبری دانشگاه شیکاگو، سال
2007

 

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 457
نویسنده : hazrtezarathustra

شاهنامه حکیم فردوسی، یکی از عظیم ترین کتاب های جهانی، اثری است که در فراز فرهنگ جهانی جا گرفته است.
شاهنامه را نسب نامه ملت آریایی می توان خواند. در وجود شاهنامه است کـه فـارسـی زبانان، ریشـه های ژرف خـویش را در هـستی در می یابند و بر خـویش می بالنـد که چنـین دستـاورد پرارزشی را برای فرهـنگ جـهانی به ارمـغان آورده انـد. تاجیکستان که از سرزمین های قلمرو زبان فارسی است، از گذشته های دور تا امـروز، گوشه ای از وطن شاهنامه و شاهنامه خوانی محسوب می شود.
امروز هم مردم تاجیک، شاهنامه می خوانند و شاهنامه خوان ها را با شوق زیاد گوش میدهند.
آنها در مهمان خانه ها، محفل های ادبی و همچنین از طریق صفحه تلویزیون و امواج رادیو با شنیدن داستان های شاهنامه که به وسیله شاهنامه خوان ها خوانده می شود، شب های دراز زمسـتان را سپری می کنند. امروز هم مردم تاجیک برنامه شاهنامه خوانی رادیوی تاجیک ـ که شادروان لایق شیرعلی، شاعر معاصر تاجیک، آن را به عهده داشت ـ را باشوق تمام گوش می دهند .

"فریده سید قل آوا، استاد زبان فارسی دانشکده اسلامی تاجیکستان"

.............................***............................

داناترین مردم در تاجیکستان کسی است که شاهنامه می داند
عاقل ترين فرد در ميان مردم تاجيکستان کسي است که شاهنامه مي داند و براي همين است که براي مشورت نزد او مي روند و او را فردي خردمند و مطمئن مي دانند. شاهنامه در تاجيکستان بين عام و خاص محترم است. راديو و تلويزيون نيز مدام ابيات و داستان هاي شاهنامه را مي خواند. پس از فروپاشي شوروي مردم مجسمه لنين را پايين کشيدند و مجسمه فردوسي را جايگزين آن کردند و اين نشان مي دهد که فردوسي چقدر براي مردم تاجيک باارزش است.

"دکتر شاه منصور خواجه اف نماينده تاجيکستان در سازمان اکو"


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 439
نویسنده : hazrtezarathustra

واژه ی پهلوی سنمُرو( Senmurv) نام یکی از موجودات افسانه ای ایران است. سنمرو موجودی است نیمه پرنده و نیمه پستاندار که چون پستانداران به فرزند خود شیر می دهد و در بسیاری از آثار ساسانی به صورت ترکیبی از اژدها و طاووس کشیده شده است. او که دوست انسان و دشمن هر نوع مار و نیروی شیطانی است، بر بالای درختی لانه دارد که دانه های آن بیماری و بدی را از وجود انسان دور می کند.

در افسانه های اخیرتر فارسی مانند شاهنامه ی فردوسی پرنده ی افسانه ای سیمرغ را می بینیم که در بالاترین قله ی رشته کوه البرز خانه دارد. سیمرغ شاهنامه پنجه های شیر، پر طاووس، دم مار مانند و سر شیر مانند دارد. اوست که زال پدر رستم را پرورش می دهد و با پر افسانه ای خود که درمان کننده ی زخم هاست زاده شدن رستم را آسان می کند.

سیمرغ در منطق الطیر عطار در کوه قاف لانه دارد و پرندگان در جستجوی او که تمثیل وجود مطلق الهی است، کوه ها و بیابان ها را طی می کنند و در نهایت از هزاران مرغی که به جستجوی او رفته اند تنها سی مرغ به انتهای راه می رسند و زمانی که به حریم سیمرغ قدم می نهند و با او سخن می گویند، سیمرغ آیینه ای در برابر آنها می نهد و چون نگاه می کنند می بینند که خود آن سی مرغ، سیمرغ شده اند و وجود سیمرغ چیزی نیست جز خود آن سی مرغ. در حقیقت عطار سر یکی شدن انسان و خدا را اینگونه بیان می کند.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 489
نویسنده : hazrtezarathustra

- کهن‌ترین سند مکتوب از زمان پادشاهی کوروش بزرگ هخامنشی
- کهن‌ترین منبع بازگویی غلبه کوروش بر سرزمین‌های دیگر و از جمله تصرف بابل
- کهن‌ترین راوی حمله‌های متقابل آستیاگ و کوروش، معرفی آستیاگ به عنوان آغازگر نبرد و سپس سقوط آستیاگ، آخرین پادشاه مادی و پایان شاهنشاهی ماد
- بازگویی رویدادهای سال‌های پادشاهی آخرین شاه بابل و پایان همیشگی استقلال آن.

رویدادنامه نبونید- کوروش، لوحه‌ای گلی و دو رویه به خط و زبان بابلی نو (اَکـدی) و به بلندای ۱۵ سانتیمتر است که به احتمال از شهر بابل بدست آمده و اکنون در گالری ۵۵ موزه بریتانیا در لندن (قفسه ۱۵) نگهداری می‌شود.
بخش‌های وسیعی از این لوحه آسیب دیده و خواندن کامل آن به دلیل افتادگی‌های فراوان، ممکن نمی‌شود .

 

 

 

 

- کهن‌ترین سند مکتوب از زمان پادشاهی کوروش بزرگ هخامنشی


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 496
نویسنده : hazrtezarathustra

 

 

ظرفی شش هزار ساله در نزدیکی تخت جمشید

شکل پائین یک ظرف سفالین به ارتفاع 15.8 سانتی متر و قطر دهانه ی 27 سانتی متر را که متعلق به شش هزار سال پیش است نشان می دهد. این ظرف در سایت باستانی تل باکون در نزدیکی تخت جمشید کشف شده و اکنون در موزه ی بریتانیا قرار دارد. سفالگری های پیش-تاریخی متعلق به 4000 سال پیش از میلاد در این ناحیه غالبا دارای نقش و تصاویری بر بخش بیرونی کاسه ها بودند. این طرح ها شامل شکل های مارپیچ و طرح های شماتیک با نمای موجوداتی با بدن انسان و سر پرنده بودند. البته در دوره های بعدی، تولید انبوه ظروف سفالین موجب کاهش طرح های تزیینی و نقاشی بر روی سفال ها شده بود.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 549
نویسنده : hazrtezarathustra

کاخ تچر
کاخ تَچَر، کاخ تچرا، تالار آینه یا کاخ اختصاصی داریوش بزرگ به معنای خانه زمستانی از نخستین کاخ‌هایی است که بر روی صفه تخت جمشید کشف گردید. سنگ‌های این کاخ، خاکستری است به طوریکه عکس آدمی در آن می‌افتاده و به همین جهت در این اواخر آن را آینه خانه و یا تالار آینه هم می‌خواندند. بر روی دیواره‌های پلکان این کاخ نقوش گوناگونی دیده می‌شود. از شاهان هخامنشی داریوش اول، خشایارشا و اردشیر سوم کتیبه‌هایی در این کاخ به جای مانده‌است. پس از هخامنشیان و در دودمان‌های بعدی، اشخاصی مثل شاپور دوم، عضدالدوله دیلمی، بهاءالدوله دیلمی، علی آق‌قویونلو و سلطان ابراهیم میرزا تیموری از خود کتیبه‌هایی در این کاخ بر جای گذاشته‌اند.

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 493
نویسنده : hazrtezarathustra

اصولاً اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار منجی (فتوریسم) عقیده­ ای است که در کیشهای آسمانی؛ یهود، زرتشت، مسیحیت و مدعیان نبوت عموماً و دین اسلام خصوصاً، به مثابه یک اصل مسلّم، مورد قبول واقع شده است. شور و التهاب انتظار موعود آخرالزمان، در تاریخ پرفراز و نشیب این ادیان موج می­زند.
یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان در سراسر تاریخ محنت­ بار خود هرگونه خواری و شکنجه را به این امید بر خود هموار کرده ­اند که روزی مسیحا و یا سوشیانت خواهد آمد.
از نگاه زرتشتیان، موعود مزدیسنا سوشیان نامیده می­شود. اینان منتظر سه موعود هستند و میان هر یک از آنها هزار سال فاصله قرار داده شده است. آنان طول جهان را دوازده هزار سال تقسیم کرده­اند، که مجموعاً به چهار مقطع سه هزار ساله تقسیم میگردد. در چهارمین دوره سه هزار ساله، دهمین هزاره عهد سلطنت روحانی پیغمبر ایران، زردتشت شمرده می شود. در آغاز هر یک از هزاره یازدهمین و دوازدهمین، دو تن از پسران زردتشت ظهور خواهند نمود. در انجام دوازدهمین هزاره، پسر سوم یعنی سوشیانت پدیدار گشته، جهان را نو خواهد نمود، مردگان را برمی­انگیزد و قیامت و جهان معنوی خواهد آراست (به سه پسر زردتشت که در آخرالزمان تولد یابند، سوشیانس نام داده­اند، گرچه به صورت خاص این اسم برای تعیین آخرین موعود تخصیص یافته است).
در کتاب زند که از کتب مقدس زرتشتیان است، پس از آنکه مقداری پیرامون شیوع فساد در آخرالزمان گفت­وگو می­نماید و گوشزد می­کند که غالباً قوّت و شکوه با اهریمنان خواهد بود، می­گوید:
آن­گاه از طرف اهورا مزدا به ایزدان یاری می­رسد، پیروزی بزرگ از آن ایزدان میشود و اهریمنان را منقرض می­سازند… بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خود رسیده، نبی آدم بر تخت نیکبختی خواهد نشست… .

نجات­دهنده پایانی، بر مبنای معتقدات یهودیان، مسیح (ماشیح) است که جهان درخشان و باشکوه آینده را می­سازد به اعتقاد همه یهودیان نجات­دهنده انسانی است همانند دیگران. اما برخوردار از جلوه و جبروت خدایی است و جهان را با نور خودش، که جلوه­ای از نور خداست، روشن خواهد کرد: بار دیگر آفتاب در روز نور تو نخواهد بود و ماه با درخشندگی برای تو نخواهد تابید زیرا که یهود نور جاودانی تو و خدایت زیبایی تو خواهد بود.

طبق روایت متواتر اسلامی، از طریق شیعه و سنی، این آیه مربوط به ظهور می­باشد.
قومها را به انصاف داوری خواهد کرد. آسمان شادی کند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نمایند. صحرا و هرچه در آن است به وجد آید. آن­گاه تمام درختان جنگل ترنم خواهند نمود به حضور خداوند. زیرا که می­آید، زیرا که برای داوری جهان می­آید. ربع مسکون را به انصاف داوری خواهد کرد، قومها را به امانتِ خود.

همچنین در انجیل معتبر بدین صورت آمده است:
همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می­شود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد… آن­گاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد. و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه­زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال می­آید… آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان، جز پدر من و بس. لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید.

از کتب مقدس این چنین برداشت می­شود که: شخصی برای اصلاح جامعه بشری و تشکیل حکومت جهانی به عنوان نجات­بخش و منجی خواهد آمد که همه انتظار او را دارند، چنان­که از تمامی عبارات کتب مقدس استفاده می­گردد. دیگر اینکه همه ملتهای جهان و تمامی مردم دنیا از او پیروی می­کنند و زیر نفوذ او خواهند رفت و او بر جهان حکومت خواهد کرد و رئیس جهان خواهد بود و سلطنت او در ربع مسکون مستقر خواهد شد. 
او از خود تکلم نمی­کند و روی هوای نفس خود حرف نمی­زند و بلکه طبق آنچه از خدای تعالی و پیامبران شنیده است سخن خواهد گفت.او وقتی بیاید مردم را به جمیع راستیها هدایت خواهد نمود. او مردم را به عدالت ملزم می­کند و خودش به عدالت داوری می­کند.قبل از آمدن او دنیا پر از ظلم و جور می­شود و سراسر جهان را ظالمین و ستمگران احاطه می­کنند.
وقتی او بیاید همه اضداد در کنار یکدیگر با صلح و صفا زندگی می­کنند و حتی درندگان و حیوانات موذی کوچک­ترین آسیبی به حیوانات اهلی نمی­زنند. او قدرتمندترین ابرقدرتها را سرکوب می­کند و به­طور کلی اشرار را از بین می­برد و اثری از آنها باقی نمی­گذارد. بعد از ظهور او صالحان و صدیقان و حلیمان وارث زمین می­شوند و جهان و آنچه در اوست به آنان تعلق خواهد گرفت.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 479
نویسنده : hazrtezarathustra

گفتار رومن گریشمن در باره حکومت اشکانی"
ایران در زمان پارتیان،در همان حال که در برابر روم از خود دفاع می کرد،همه ی وزنه مهاجمات بدویان که برخی از آن ها از استپ های شمال شرقی و برخی از مرز های قفقاز وارد می شدند را نیز تحمل می کرد...
پایداری ایران در این جنگ ها کمکی ژرف به جهان کرد،زیرا او بود که شاید از همه ی تمدن های کهن آسیای غربی که خود یکی از بازماندگان آن به شمار می رفت ، دفاع کرد و آن ها را از نابودی نجات داد.
ایران نو با برتری بر تهاجمات خارجی ، وضع داخلی را نیز سر و سامان داد.پادشاهان اشکانی بر اثر این دو کامیابی جای ساسانیان را آماده ساختند و شاهان ساسانی از این زمینه سازی بهره مند شدند و به نوبه ی خود وحدت ملی و تمدنی را ایجاد کردند که شاید هرگز تمدن ایرانی نمایی از این برتری را ندیده بود.پس با توجه به نقش پارتیان در تشکیل شاهنشاهی ساسانی، تجدد و احیای ناگهانی ساسانیان استوره ای به نظر نمی آید.بلکه آن ها این زندگی دوباره را مدیون پارتیانی هستند که در تاریخ کمتر توجهی به آن ها شده است. پارتیان حلقه ی پیوند دادن دو تمدن هخامنشی و ساسانی پس از چندی خاموشی است. اما شور بختانه ما تنها آن ها را بانام"ملوک الطوایف"می شناسیم.اما ارزش آن ها بیش از این عبارت است و اگر آن ها نبودند شاید سرنوشت ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد و ساسانیان هرگز به این شکوه نمی رسیدند.
گریشمن در جای دیگر کتابش درباره ی ارزش فرهنگی تمدن های به نگاه ناچیز چنین می نویسد: ((تحولات فرهنگی تدریجی،غالبا مدتی بعد از حکومت های موقتی که وجود خود را به آن ها مدیون اند آشکار می شوند))و این گویای ارزش پارتیان در زنده کردن ایران فرورفته در غرب زدگی است. هنر به اوج رسیده ی ساسانی دامنه ی گسترش خود را بیرون از مرزهای ایران نیز فراهم کرد،چنان که ما به آسانی می توانیم این الگو برداری را در قلب تمدن روم در طرح های کلیساها بینیم که به روشنی الگو برداری هنرمندان بیزانسی از هنر ساسانی نمایان است.زرگران اروپای مرکزی نیز از این تاثیرپذیری دور نبوده اند چنان که ما می بینیم در گنجینه ی اتیلا در تکه های زرین به جا مانده از شیوه های کنده کاری های ساسانیان الگو گرفته شده است،هنر ساسانی همچنین شوند الهام بخشی نقاشان آسیای مرکزی در گچ بری های سپند بودایی و نساجان مصر شد.هنری که تا چندی پیش در زیر غباری از یونانیت خاموش بود.اکنون جهان را درنوردیده بود و فرهنگ خود را به جای جای گیتی پراکنده بود. در این دوره شاهنشاهی ایران دوباره به پارس و شهر استخر بازگشت و پاسداران معبد آناهیتا دوباره ایران را به اوج خود رسانیدند.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 1629
نویسنده : hazrtezarathustra


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 510
نویسنده : hazrtezarathustra

در ابتدا درود میفرستیم بر روان پاک بزرگ مرد تاریخ ادب پارسی، فردوسی بزرگ
که به زیبایی در شاهنامه از کاوه آهنگر یاد می کند و دوباره این اسطوره بزرگ ایران باستان را می پروراند تا درس آزادگی و دادگری کاوه آهنگر را به گوش همگان برساند...
جمشید شاه ایران شاهی فرهمند است که سرانجام به خاطر خودبینی و غرور فرّه ایزدی را از دست می‌دهد و مردم که از او خسته شده بودند به اشتباه به ضحاک یا اژی‌دهاک پناه میبرند و روزگار سختی را برای خود رغم میزنند. ضحاک پسر مرداس فرمانروای دشت نیزه وران کشور بابل بود. ضحاک پسری زشت سیرت و ناپاک اما جنگنده و چابک بود، او به فریب اهریمن پدر خویش مرداس را کشت و برجای او نشست. آن گاه اهریمن به صورت جوانی نیک روی بر او ظاهر شد و خوان سالار او گشت و به بوسه ی او از شانه های آژی دهاک دو مار برآمد و باز دوباره همان جوان به صورت پزشکی بر او پدیدار شد و گفت چاره ی آن دو مار تنها سیر کردن آنها با مغز جوانان است تا این خورش اندک اندک در وجود آنها کارگر افتد و بمیرند.
به خواست مردم که از جمشید شاه ایران خسته شده بودند ضحاک به ایران حمله می کند و با کمک مردم بر جمشید پیروز می شود. در دوران حکومت ضحاک کردار نیک فرزانگان از میان رفت و کشور به کام فرو مایگان و بی فرهنگان گرفتار شد. هنر و مردمی خوار شد و دروغ و ریا ارزش شد. راستی و درستی و رادی و بزرگواری نابود شد و پستی و تبهکاری کشور گیر شد. دست ستمگران و پلیدان بر مردمان دراز گردید و هیچ کسی از بیم کشته شدن جرأت نداشت غم دل جز به راز در مکانی خلوت با نزدیک ترین کسان خود گوید. اختیار جان و شرف بزرگان و دانایان به دست عده ای دزد و نابکار و فرزندان آنها که در لباس یاران ضحاک خون آشام درآمده بودند، افتاده بود. خادمان ضحاک دوشیزگان و زنان پاکدامن ایرانی را می آلودند و جوانان پرمغز ایرانی را یا از کشور فراری می دادند و یا گرفتارشان می کردند و آنان را خوراک نیات اهریمنی ضحاک می کردند و مردم از بیم کشته شدن خاموش مانده بودند و همه سر به گریبان اندوه و درد فرو برده بودند و هیچ کس را یارای دادخواهی نبود و بدین‌ سان روزگار فرمانروایی او هزار سال به درازا می‌کشد.


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران