عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 471
نویسنده : hazrtezarathustra

مارلیک، گورستانی از تمدن و هنر ایران

کمی دورتر از رودبار در دل کوههای سرسبز و جنگل های انبوه گیلان، تپه مارلیک در جوار دره گوهر رود، چشم ها خیره می کند و البته اگر بدانی که این منطقه زمانی دور به قدمت هزاره اول قبل از میلاد پذیرای قومی هنرمند و خلاق از اهالی فلات ایران بوده است؛ چشم دلت به دیدن زیبایی های معنوی منطقه روشن تر خواهد شد.
گروهی از پژوهش گران معتقدند مارلیک از دو واژه "مار" یعنی مار و "لیک" به معنای سوراخ ایجاد شده و به دلیل انبوه مارهایی که در این تپه زندگی می کنند؛ به این نام خوانده می شود. اما بعضی واژه مارلیک را یک واژه تاریخی می دانند که از دو جزء "مارد: اقوام مارد" و "لیک به معنی قوم و عشیره" ساخته شده است. اگر این نظریه درست باشد، گنجینه مارلیک به قوم آمارد از اقوام بومی ایران تعلق دارد.
مهاجرت از مارلیک به قدری سریع و ناگهانی و احتمالا وحشتناک اتفاق افتاده که کسی فرصت بازگشت و سرقت اشیای گران بهای آن را پیدا نکرده است
اولین حفاری های باستان شناسی در مارلیک و مناطق اطراف آن در سال 1343 انجام شد و در این کاوش 53 گور که به طور منظم در کنار هم ساخته شده بود، کشف شد. در کنار اسکلت های مردگان که به پهلو، با زانوهای خمیده روی قطعه ای از سنگ آرمیده بودند، اشیای قیمیتی فراوانی به دست آمد. این موضوع ثابت میکرد که احتمالا تپه مارلیک قبرستان سلاطین و خانواده های این منطقه بوده است.
به نظر می رسد پس از این تاریخ، اقوام مارلیک این منطقه را ترک کرده اند. شباهت اشیای به دست آمده از قبرستان ب سیلک با اشیای تپه مارلیک نشان از ارتباط بین این دو منطقه دارد و صاحب نظران معتقدند که اقوام مارلیک پس از ترک ناگهانی قلمرو خود به تپه سیلک مهاجرت کرده اند.
مصون ماندن قبور مارلیک چه در طول دوران چند قرن حکومت آنها و چه پس از مهاجرت و یا از بین رفتن آنها نشان دهنده چند نکته است: نخست این که حکومت آن قدر قدرت داشته که مانع از دستبرد ساکنان به قبور شود. دوم، مهاجرت از مارلیک به قدری سریع و ناگهانی و احتمالا وحشتناک اتفاق افتاده که کسی فرصت بازگشت و سرقت اشیا را پیدا نکرده است. سومین نکته در این باره هم این که با توجه صخره ای بودن منطقه و با رشد گیاهان و مخفی شدن قبور، امکان دسترسی به آنها نبوده است.
از قبور مزبور آثار بسیار کم نظیر و گران بهایی به دست آمده که شامل آلات ادوات گوناگون، اسلحه، شمشیر، خنجر، ظروف سفالین، زیور آلات زنانه مانند سنجاق سر، گردن بند، سوزن های منقش به نقوش حیوانی و گیاهی، گوش پاک کن های طلا و برنز، ظروف آشپزخانه، دوک نخ ریسی، و جام های بسیار زیبا می باشد. این اشیا از جنس طلا یا نقره و مفرغ بوده و تزئینات روی آن بسیار زیبا و هنر مندانه انجام شده است. در میان ویرانه های مارلیک تکه پارچه هایی هم یافت شده است که نشان از قدمت صنعت پارچه بافی در این ناحیه همانند شهر سوخته می باشد.
در میان این آثار، جام مارلیک نمونه بی بدیل هنر ایرانی است که شهرت جهانی دارد.
جام های سیمین و زرین ، ظروف فاخر و نقش برجسته های ماهرانه مارلیک گنجینه ای دیگر از زیبایی و هنر ایران باستان و موید این سخن معروف است که : هنر نزد ایرانیان است و بس، از همان سپیدم دم تاریخ تا به امروز.

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 412
نویسنده : hazrtezarathustra

کرنای هخامنشی
************
یک شیپوره مفرغی که در سال 1336 خورشیدی در آرامگاه داریوش سوم پیدا شد. طول این نمونه منحصر به فرد 120 ، قطر دهانه خروجی اش 50 و قطر دهانه ورودی اش 5 سانتی متر است و هم اینک در موزه تخت جمشید استان فارس نگهداری می شود. شیپوره یاد شده به کرنای هخامنشی نیز شهرت دارد. با توجه به این که معمولاً در مقبره پادشاهان عهد باستان، اشیاء گرانقیمت و حاوی افتخار دفن می شده است، چنین به نظر می رسد کرنا در ساختار حکومتی هخامنشیان، چیزی بیش از یک ابزار موسیقایی بوده و احتمالاً نمادی از قدرت امپراطوری محسوب می شده است.

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 1235
نویسنده : hazrtezarathustra

شهر باستانی «هترا» یادمان دوره اشکانیان در عراق کنونی
بازمانده‌های شهر و محوطه باستانی هَترا در ۲۹۰ کیلومتری شمال شهر بغداد و ۱۵۰ کیلومتری جنوب غرب موصل قرار دارد. هترا به همراه مجموعه عظیم بناها، تندیس‌ها، سنگ‌نبشته‌ها و دیگر یادمان‌های فراوانی که در آن به دست آمده، یکی از بزرگترین و مهمترین بازمانده‌های هنر ترکیبی ایرانی- رومی و فرهنگ و تمدن ایرانی اشکانی است. این شهر در سده دوم پیش از میلاد پایه‌گذاری شد و در سده دوم و ابتدای سده سوم میلادی به اوج بالندگی و عظمت خود رسید. هترا کامل‌ترین شهر باقی‌مانده از دوران اشکانی است و آن را یکی از بهترین نمونه‌های شهرهای محصور و مدور شرقی می‌نامند که با تیسفون و فیروزآباد در استان فارس قابل مقایسه است. هترا در ابتدای قرن بیستم توسط گروه باستان‌شناسان آلمانی حفاری شد. کاوش‌های بعدی را باستان‌شناسان عراقی در دهه‌ی پنجاه میلادی ادامه دادند. در سال 1985، سازمان یونسکو، این محوطه‌ی باستانی را در فهرست میراث جهانی به ثبت رساند. از جمله موارد اشاره شده در پرونده‌ی ثبتی یونسکو، غیرقابل نفوذ بودن هتراست که آن را به عنوان نمادی از قدرت اشکانی‌ها در برابر امپراتوری رم برجسته می‌کند. با این که از دهه‌ی نود میلادی برنامه‌های مرمتی گوناگونی برای این شهر وجود داشته، اما تهدید اصلی شهر، حفاری‌های گسترده غیرقانونی و قاچاق آثار باستانی آن است. تعداد زیادی از آثار به دست آمده از هترا، در غارت بزرگ موزه‌ی بغداد به سال 2003 میلادی دزدیده شدند و یا آسیب‌های جدی به آنها وارد شد. متاسفانه ایرانیان هترا را بکلی به دست فراموشی و بی‌توجهی سپرده‌اند و آشنایی چندانی با این آثار گرانمایهٔ ایرانی ندارند.

 

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 1021
نویسنده : hazrtezarathustra

مشابه آرامگاه کوروش بزرگ در ترکیه (ساتراپ ایرانی)

آیا میدانستید بنای ایرانی ارزشمندی به نام آرامگاه پارسی و بسیار شبیه به آرامگاه کوروش بزرگ در ازمیر ترکیه که یکی از ساتراپهای ایران بزرگ بشمار میرفته وجود دارد؟

آرامگاه پارسی در ازمیر ترکیه و آرامگاه گور دختر در بوشهر تنها آرامگاه های مشابه مقبره کوروش بزرگ در جهان می باشد که حکایت از دفن نزدیکان کوروش هخامنشی در حوزه تمدنی ایران بزرگ دارد. باستان شناسان ترکیه اعتقاد دارند ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﻟﯿﺪﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺳﺎﺗﺮﺍﭖﻫﺎﯼ ﺷﺎﻫﻨﺸﺎﻫﯽ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﻮﺩه، ﺑﻪ ﺗﻘﻠﯿﺪ ﺍﺯ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ایرانی این بنا ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳت. ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎی باستانی ﺩﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻓﻮﭼﺎ ﺩﺭ ﺍﺯﻣﯿﺮ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ بومی آنجا ﺑﻪ ﺑﺮﺝ ﺳﻨﮕﯽ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺍﺳﺖ. ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺰﺭﮒ، ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﻫﺮﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺎﺧﺖ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﺁﻫﮏ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ و سفیر اقتدار و فرهنگ و تمدن غنی ایران بزرگ در ترکیه امروزی بشمار میرود.

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 339
نویسنده : hazrtezarathustra

15 اسفند روز درخت کاری هر ایرانی یک درخت...
سنت درختکاري در ايران باستان
در ايران از دير باز کاشتن درخت و گياه اهميت خاص داشته و مورد توجه بوده ، چنانچه در نگاره ها و آثار باستاني مانند حجاري هاي دوره هخامنشي در تخت جمشيد نماد درخت زندگي يا سرو ديده مي شود.
کاشتن گياه و درخت هم از قديم در ايران رواج داشته چنانکه هر فرد زرتشتي به هنگام زايش و تولد فرزند خود موظف بود يک نهال ( غالباٌ درخت سرو ) را بکارد و درخت را به نام فرزند خود بنامد . همراه با بزرگ شدن نهال و درخت ، فرزند هم بزرگ و برومند مي شد. اين انديشه هنوز هم بين زرتشتيان رايج است .در اوستا ( ادبيات زرتشتي ) فروغ يا فرشته نگهبان گياه در روي زمين، خرداد امشاسپند است . خرداد همان واژه « هَئه اوروتات » اوستايي به معني جاودانگي است و گياه نمادي بر آن و نشاني از زندگي و جاودانه بودن است.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 1521
نویسنده : hazrtezarathustra

 

 

 

کاسه سامرا متعلق به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد نگهداری شده در موزه پرگامون برلین. نماد سواستیکا در مرکز آن مشخص است که نخستین و قدیمی ترین نشان موحود در جهان مربوط به تمدن سومریان است که در تمدن های بعداز خود مورد استفاده قرار گرفته است.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 324
نویسنده : hazrtezarathustra

بی مهری به میراث فرهنگی در داخل و دزدی خزنده میراث ملی توسط کشورهای جدیدالتاسیس با نام جعلی جمهوری آذربایجان ( آران ) و تلاش جهت دزدیدن شب یلدا از سوی حکومت علی اف برای ثبت شب یلدا در یونسکو به نام جمهوری آذربایجان که چند وقت پیش کشور نو بنیاد جمهوری آذربایجان ( آران ) که به سیاست های ضدایرانی و تاریخ سازی خیالی و موهومات شهرت بین المللی دارد در اقدامی شگفت انگیز برای ثبت مراسم شب چله ایرانی (یلدا) در سازمان یونسکو اقدام کرد که با اعتراض ایران متوقف شده بود، اما گوی دوباره این اقدام از سر گرفته شده است. این درحالی است که مقامات باکو خود را مردم مردم غیور آران جدا کرده و همواره خود را ترک نژاد (تیره ای از زرد پوستان مغول) میدانند و نه ایرانی و از اعمال سیاست های ایران زدایی از کتابهای تاریخی خود دریغ نمیکنند. اما در عمل همه انرژی و پتانسیل خود را صرف سرقت نمادهای ایرانی همچون نوروز، نظامی گنجوی، چوگان، تار، مراسم شب یلدا و... به نام خود میکنند تا بدین طریق هویت و تاریخی جعلی بر اساس فرهنگ ایران بزرگ اما به نام تمدن ترک بنا سازد!!!


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 369
نویسنده : hazrtezarathustra

ایران سقوط کرد،
آذرآبادگان(آذربایجان) سقوط نکرد.
آذرآبادگان سقوط کرد
تبریز سقوط نکرد.
آذرآبادگان تنها ماند.
تبریز تنها ماند.

از 29 محله تبریز 25 محله با نصب پرچم های سپید امان خواستند.
4 محله تنها ماند.
3 محله غیر از محله امیر خیز با نصب پرچم سپید امان خواستند.

محله امیر خیز تنها ماند.
همگی بر این باور بودند که ستارخان و مشروطیت توان مقابله ندارد.
محله امیرخیز نیز پرچم سپید.
خانه مشروطیت تنها ماند.
فرماندهان به فکر تسلیم افتادند.
ستارخان تنها ماند.

ستارخان به کوچه می رود و پرچم های سپید را می بیند،
چند پرچم را می شکند و نطقی می کند.
اهالی محل شرمگین می شوند در برابر سردارشان.

محله به محله پرچم ها توسط خود اهالی شکسته می شود.
تبریز آماده مبارزه با استبداد است.
خبر به شهرهای آذرآبادگان می رسد کمک به ستارخان می رسد.

ستار خان ایستاد اتاق فرماندهی به پا خاست.
اتاق فرماندهی به پا خاست خانه مشروطیت به پا خاست.
خانه مشروطیت به پا خاست محله امیر خیز به پا خاست.

محله امیر خیز به پا خاست 4 محله به پا خاست.
4 محله به پا خاست تبریز به پا خاست.
تبریز به پا خاست آذرآبادگان به پا خاست.
آذرآبادگان به پا خاست ایران به پا خاست.


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 360
نویسنده : hazrtezarathustra

آيا ميدانستيد این صف نه ربطی به مدرسه دارد و نه یک بازی کودکانه است. لبخندی که این کودک به عکاس می زند، تراژدیک ترین لبخند و تراژديک ترین لحظه ای است که تاریخ می تواند به خود ببیند. او و همه کودکانی که می بینید، قرار است زنده بگور شوند. آنها ۱۸۰ هزار نفر هستند. این کادر کوچک پذیرای همه آنها نیست.اما گورهای دسته جمعی پذیرای همه آنها هستند. 27 سال از این عکس و از عملیات «انفال» در کردستان عراق گذشت. تک تک این کودکان اکنون در خاک تجزیه شده اند ولی خیلی ها هنوز از تجزیه شدن خاک می ترسند. این کودکان مسلمان هستند و کسانی که آنها را زنده به گور میکنند مسلمان و هر دو اهل تسنن فکر میکنید پس چرا ؟
چون عاقبت تفکر نژاد پرستی کشته شدن بیگناهان است عرب ها نژاد پرست خود را دشمنان نژاد ایرانی میدانند و آنها به هیچ کدام از اقوام ایرانی رحم نمیکنند و هر تفکر منحوس نزاد پرستی چه عربی، ایرانی و هر قومی و ملتی باشد محکوم است.
زنده باد انسانیت

 


تاریخ : پنج‌شنبه 21 اسفند 1393
بازدید : 538
نویسنده : hazrtezarathustra

حمله عثمانی ها (ترکیه کنونی) به خوی برای دومین بار متوالی در تاریخ
300 سال پیش است به عید نوروز یک هفته مانده آذریهای خوی برای رسومات و پذیرایی و آیین عید نوروز آماده میشوند ناگهان عثمانی ها به شهرشان حمله میکنند هشت هزار نفر از اهالی خوی کشته میشوند و تنها 3 هزار نفر زنده می مانند. . عثمانی ها 300 سال پیش عید نوروز را برای ساکنان خوی تبدیل به عزا کردند. ضجه و ناله های بازماندگان کشتارهای عثمانی، فضای شهر را دگرگون کرده بود ناله های مادران بر پیکر بى جان کودکان خود، و کودکان بر پیکر خونین مادران خوی
عثمانی ها(ترکیه کنونی) در طول تاریخ بارها به شهرهای آذربایجان نشین ایران حمله کرده اند اولین حمله عثمانی ها به خوی 500 سال پیش به دستور پادشاه عثمانی صورت گرفت و مفاد نامه برای حمله به خوی طبق دستوری که نامه اش در اسناد تاریخی موجود می باشد چنین بیان شده است:
در مورد رافضيان، مردان بايد جملگي از دم شمشيربگذرند، اناث و اطفال ذكور بايد به اسارت درآمده، اموال آنان غنيمت فاتح محسوب ميگردد. اناث و اطفال ذكور بايد به وسايلي غيراز شمشير به اسلام وادارشوند. ليكن همخوابگي با اناث قبل از آنكه به اسلام بگروند مجاز نيست.
عثماني ها پس از باریدن آتش توپهای خود بر شهر خوی بالاخره خوی را به تصرف خود درآوردند و به قتل عام هزاران نفر ازمدافعان شهر خوي و تجاوز و به اسارت گرفتن زنان پرداختند. دختران سمن سیما و زنان حورلقا و اطفال آذری ها را اسیر نموده و زیباترین آنها را به دربار شاه در استانبول و شاهزاده ها برده و بقیه را در شهرهای مختلف ترکیه فروختند. بعد از آن شاه عباس با حمله به دولت عثمانی، خوی و چند شهر را از تصرف عثمانی ها گرفت تا نزدیک به 90 سال آرامش در خوی برقرار بود تا اینکه سلطان ‌احمد سوم پادشاه عثمانی تصمیم حمله به خوی گرفت. ساکنان خوی که خاطرات بیرحمی ها و کشتار و تجاوز و غارت اموال عثمانی ها را از پدران خود شنیده بودند، غرق بیم و اضطراب گردیدند. دو راه بیشتر نداشتند یا می‌بایست بی‌هیچ مقاومت تسلیم شوند، یا اینکه با نثار جان از شهر خود دفاع نمایند. راه دوم را برگزیدند. اجداد غیرتمند ما آذری ها حاضر نشدند تسلیم شوند و با خونشان اجازه ندادند وجبی از خاک ایران به عثمانی ها داده شود. شاه عثمانی عبدالله‌پاشا کوپرولی‌زاده را همراه سپاه عظیمی به خوی و تبریز میفرستد تا اینکه در آخرین هفته اسفند ماه در چنین روزی زمانیکه آذری ها خود را برای عید نوروز آماده میکردند عثمانی ها به خوی رسیدند و شروع به محاصره و به توپ بستن خوی شدند. در اثنای محاصره که مردم رنج و عذاب عظیمی می‌کشیدند، برخی ریش‌ سفیدان ارمنی می‌خواستند که شهر را تسلیم ترکهای عثمانی نمایند اما آذریها که مخالف تسلیم بودند خشمگین شدند و ارامنه را تهدید به قتل کردند. ناچار ارمنیها خاموش ماندند. سرانجام بعد از چهل روز جنگ و مقاومت ، عثمانیها قلعه خوی را خراب کردند و وارد خوی شدند و شروع به قتل عام مردم و غارت اموال و تجاوز به مادران و دختران پاک آذری شدند. پیرها، کودکان و زنان باردار را از لبه تیغ گذراندند. سرعسکر عثمانی دستور قتل عام و نسل کشی همه مردم خوی را داد تا مقصد بعدی که تبریز است تبریزی ها بدانند که اردوی عثمانی با مردم شهری که مقاومت کنند چه معامله‌ای می‌کند. تااینکه عبدالله پاشا مانع نسل کشی ساکنان خوی میشود و میگوید چند نفری باید زنده بماند تا همین کسانیکه به عین و دیده خود قدرت ما را دیدند همه جا بگویند که اردوی عثمانی با مردم شهری که مقاومت کنند چه معامله‌ای می‌کند. بنابراین هشت هزار نفر از آذری های ساکن خوی را کشتند و تنها سه هزار نفر از آذری های خوی را زنده گذاشتند هدف اصلی عثمانی ها تسخیر تبریز بود. اما تلفاتی که در خوی متحمل شدند، و ملاحظه پایداری ایرانیان سبب شد که سردار عثمانی جرأت نکند که بلافاصله بعد از اشغال خوی به تبریز حمله نماید. آنقدر صبر کرد تا نیروی کمکی به او رسید و سه ماه بعد آغاز پیشروی به سوی تبریز نهاد. قتل عام مردم خوی به دست ترکهای عثمانی، خشم مردم تبریز و روح مقاومت را در آنان و حاکمان شهر برانگیخته بود. این بود که در آن سال عبدالله پاشا در حمله به تبریز شکست خورد... اما بارها و بارها به همدان و خوی و سلماس و ارومیه و کرمانشاه و بویژه چندین و چند بار به تبریز تاختند و کشتار وحشیانه تر از خوی را در تبریز بجای گذاشتند کشتاری که در روایات تاریخ آنرا وحشیانه ترین کشتار بعد از اسلام نامیده اند.
این کارنامه ی جنایات و تجاوزات ترکیه ای ها به اجداد ما آذری هاست که امروز عده ای خائنین به اجدادمان و وطنمان و تجزیه طلبان همین ترکیه ای ها را هم قوم با ما آذری ها می نامند. درحالیکه نمیدانند ما آذری ها چه رنج و مشقت و درد ، از عثمانی متجاوز کشیده ایم. ما آذری ها باید جلوی این سو استفاده را بگیریم نه اینکه از این سوء استفاده کنندگان حمایت کنیم. از بدو تولد تاریخ از هزاران سال پیش از زمانیکه هردوت ، اولین تاریخ نویس جهان دست به نگاشتن تاریخ گشود شهرهای آذربایجان نشین ایران در خاک و یاخته های ایران بود و تنها 17 سال از ایران جدا بود. در طول تاریخ آذریها زیر بار فریب و دروغ بیگانگان نرفتند و همواره مبارزه کردند برای احیای مشروطه یکسال تمام یونجه خوردند ولی تسلیم نشدند امروز چه شده بر قومیتم بر ما آذری ها که انقدر ساده و سطحی نه عمقی، عوام فریبی ها و گفته های کذب جدایی طلبان را می پذیرند؟؟


به وبلاگ من خوش آمدید

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران